در سرم هزاران اندیشه دارم !
درد دل, سرگذشت من ۴م آبان ۱۳۸۷یادش به خیر . کلاس پنجم دبستان بودم . سال ۱۳۶۴ . معلم موضوع انشا معروف را گفته بود که در آینده میخواهید چه کاره شوید . یکی از همشاگردیها به نام احد صفرزاده ( که آخرین بار در کلاس دوم دبیرستان دیدمش ، خدا حفظش کند ، شاگرد اول کلاسمون بود اون موقع ) اینطور شروع کرده بود که : در سرم هزاران اندیشه دارم و … کلمات بزرگی که من در آن موقع از اینکه ایشان چگونه توانسته چنین انشایی بنویسد تعجب کردم . بعدا فهمیدم که ایشان عینا از یکی از کتابهای انشایی که آن سالها زیاد رایج بودند استفاده و کپی پیست به سبک آن زمان کرده ! حال البته خودم بسیار راحت میتوانم انشاهای بهتری بنویسم .
حالا چرا این موضوع یادم اومد . آخه وضع الان من بعد ۲۳ سال از آن تاریخ و کلی وضعیت متفاوت ، تقریبا همان حالت هست هنوز ! یعنی در سرم هزاران اندیشه و فکر دارم که هر کدام کلی جذابیت دارد برایم . ماندم سراغ کدام مورد بروم و چگونه . در سر پیری با داشتن ۲ تا بچه و مسئولیتهای زیاد و متفاوت هر روز هم افکار جدید و گوناگونی به سرم میزند که میمانم چه کنم . خیلی متفاوت از بقیه میاندیشم و از این نظر طرفدار و دشمن هم زیاد دارم . البته دشمن به معنی مخالف . چون در طول عمر ۳۳ ساله خودم تا بحال هرگز با کسی دشمنی نکردم و نتوانستم به کسی آگاهانه بدی کنم . هر چند خودم خیلی بدی و زشتی دیدم و هنوز هم از سوی برخی مشتریان خود ( منظور کتابفروش ها و پخشی ها هستند که سود اصلی را هم اینان میبرند ) هر روز در عذاب هستم از اینکه چرا اینقدر برخی ها انسان نیستند . بگذریم .
کلی کتاب خوب و جدید به دوستان خواننده کتابهایم قول دادم که بنویسم که متاسفانه به دلیل کمبود وقت و برخی مشکلات شخصی تا کنون محقق نشده است و از این بابت بسیار شرمنده ام . هر چند اگر فرصت شود و بتوانم تمامشان کنم مطمئنم بسیار جالب در خواهند آمد . کتابهایی برای ویژوال بیسیک ، اینترنت پیشرفته ، کارآفرینی و مدیریت و … دعایم کنید .
هر روز در اینترنت ایده ها و افراد جدیدی را میشناسم که وقتی آنها را وضع امروز جوانان و انسانهای دور و بر خودم مقایسه میکنم افسوس میخورم . از اینکه چرا جوانان ما اینگونه بی خیال هستند و چطور میخواهند آینده این مملکت را بسازند !؟
چند روز پیش برای بار سوم در نمایشگاه بین المللی کتاب تبریز غرفه داشتیم ( انتشارات کهکشان دانش ، که مدیریت آن بر عهده بنده هست ) البته فرقی نمیکرد که نمایشگاه کجا باشد . مطمئنا همه جای ایران اینگونه است . نکاتی و وضعیتهایی دیدم که شدیدا معذب میشدم . جوانانی که اصلا نمیدانستند از زندگی چه میخواهند . برای چه و چه درسی را دارند در مثلا دانشگاه میخوانند ! اساتیدی که برای این دانشجویان مثلا تدریس میکنند را حدس میزدم کیانند و خودشان چه در فکرشان میگذرد که اینگونه جواب میدهد در دانشجویانشان ! باز هم بگذریم ….
امیدوارم بتوانم حرفهای جدیدی که دارم را در این بلاگ برای شما بیاورم تا ثابت کنم چرا ادعای متفاوت بودن دارم . هر چند قبلا در وبلاگ کارشناسی ارشد کارآفرینی دانشگاه تهران که مدتی سخت تویش مینوشتم و بعد به دلایلی تعطیلش کردم و در اینجا ادامه خواهم داد برخی موارد از اندیشه های خوم را بیان کرده ام و میتوانید مطالعه کنید از اینجا .
فعلا برم آماده شم که شب باید برم تهران فردا تا شب و دوشنبه تا ظهر کلاس دارم ۱۲ واحد و بلافاصله هم باید برگردم شهر خودم ! البته دانشکده لطف کرده و دفتر کاری در تهران برام داده است و بزودی کار خودم را آنچا ادامه خواهم داد .
یک مژده هم به طرفداران قدیمی خودم بدهم و آن اینکه اگر خدا بخواهد بزودی ( البته بعد از ۵ سال انتظار کشیدن !!!!) احتمالا به زودی مجوز ماهنامه ای که بنده درخواستش را داده بوده ام شاید صادر شود و ان موقع یک ماهنامه سراسری جالب با عنوان اندیشه برتر را هر ماه در دکه ها خواهید دید که به موضوعاتی همچون معلومات عمومی در مورد کارآفرینی ، خلاقیت و نوآوری ، تجارت الکترونیک ، سازمانها و کسب و کار مجازی ( که شدیدا عاشق این موضوعات هستم و پایان نامه کارشناسی ارشد خودم را در همین زمینه ها انتخاب کردهام ) و موارد مشابه خواهد پرداخت البته به سبک مطالبی که تا کنون در کتابهای خود داشته ام و سبکی نو و جذاب برای خوانندگانم بوده است . آنهایی که تعدادشان بیش از ۱۰۰ هزار نفر شده است و هر روز با نامه و تلفن و ایمیل و یادداشت نظر میدهند و شرمنده میکنند .
تا یادم نرفته از دوست عزیزم حامد فرقانی که در روز آخر نمایشگاه کتاب تبریز کمک و یاوری نمودند ، از جناب آقای بنی اسدی از شهرستان بم که با ارسال یک کارتن خرمای اصل بم ما را شرمنده نمودند ( روح مادر عزیزشان شاد باد ) ، از آقای دیناروند از شوش که باز بعد از سالها با نامه ای شیرین و کلی تشکر ما را مورد لطف قرار دادند و … از همه آنهایی که به یاد ما هستند تشکر میکنم . به زودی در بخشی از این وبلاگ یا سایت رازدانش این موارد را به طور مستند ( همراه با تصویر نامه یا صدا ) خواهم گذاشت تا این کمبود سایت بعد از مدتها برطرف شود .
موفق باشید و متفاوت .
۴م آذر ۱۳۸۷ در ساعت ۶:۵۳ ب.ظ
moteasefane man hanooz e_maile nadaram lotfan javabe khod ra dar e_maile pedaram send konid
pasokh :aznazarate shoma kheily khosh hal shodam va omid varam dar zendegi movafagh bashid
DALTON