داشتم کتاب جهان کوانتومی نوین با ترجمه محمد رضا محجوب را می‌خواندم . نکته ای باز برایم باعث بروز مسئله شد که این مطلب را هم باعث گردید بنویسم . بنده از وقتی یادم میاد با نوع آموزشی که در مدارس و دانشگاههای ما هست مشکل داشته و دارم و آن هم نه در محتوای دروس ( که خود حرفهای بسیاری دارد و اصلا در اغلب موارد آنچه تدریس میشود ذره‌ای کاربرد عملی ندارد و همه ش تلف کردن وقت استاد و دانشجو است ) بلکه در نحوه آموزش و تدریس .

اینکه نام کتاب فوق را آوردم و نام مترجمش را به این دلیل است که با خواندن چند صفحه از این کتاب کمی تا قسمتی گیج شدم . انگار داشتم کتاب قانون ابن سینا را که قرنها پیش نوشته شده است می‌خواندم ! کلماتی بسیار عجیب و نامانوس در ترجمه که باید یک ادیب بیاوری تا برایت مجددا ترجمه کند تا بفهمی منظور مترجم فارسی این کتاب !‌ چه بوده است !

مطمئنا هدف نویسنده اصلی این کتاب این بوده که مفاهیم فیزیک کوانتومی را برای عامه مردم قابل فهم کند به زبان ساده که متاسفانه در ترجمه فارسی این موضوع به یک افسانه تبدیل شده است و منی که لیسانس فیزیک دارم و حداقل ۸ واحد مکانیک کوانتوم را پاس کردم از فهم لغات به کار رفته فارسی در ترجمه این کتاب عاجز ماندم چه برسد به خواننده عادی !!!

بسیاری از کتابهای علمی و آموزشی ما ( آنهایی که ترجمه هستند ) غیر از آنکه متناسب با فرهنگ و شرایط کشور دیگر نوشته شده اند و اغلب با فرهنگ و روابط ما سازگار نیستند ( و گاهی هم مترجم به اجبار قسمتهایی از کتاب را حذف میکند تا بتواند مجوز بگیرد ! ‌) در عین حال معمولا طوری ترجمه میشوند که خواننده را بیشتر سردرگم میکنند و درمانده . بسیار از خوانندگان کتابهایم شنیده ام که فلان کتاب ترجمه شده مثلا کامپیوتری را خواندیم ولی چیزی نفهمیدیم یا اصلا به دردمان نخورد !‌ و برای همین است که من تابحال کتابی ترجمه نکرده ام و این کار را نخواهم کرد مگر آنکه به زبان ایرانی اش درآورم و طوری باشد که خواننده ایرانی احساس غربت نکند و واقعا بفهمد جریان از چه قرار است .

نکته مهم دیگر طرز صحبت برخی افراد در سر کلاسها یا جلسات آموزشی است که آخرینش را من در همین همایشی اخیر که قبلا تعریفش ! را کردم دیدم . من میگویم آقا یا خانم محترم ‌،‌ شما که ایرانی هستید و فارس زبان یا آذری ، مجبورید هی کلمات انگلیسی در جملاتتان استفاده کنید و الکی کلاس بگذارید . انگار معنی فارسی اش را اصلا نمیدانید ! به نظر من که خیلی لوس بازی است اینطور صحبت کردن . البته برعکس این هم هست و برخیها هم مثل همان کتابی که اشاره کردم آنقدر ادبی یا علمی و با کلمات قلمبه و عجیب و غریب حرف میزنند که شنونده عادی ( و یا همانطور که یکبار سر کلاس به استاد درس روشهای تصمیم گیری برای کارآفرینان هم گفتم ، حتی دانشجوی ارشد هم ) سر در نمیاورد و یا همینطوری قبول میکند و اگر هم بفهمد باز راههای ساده تری برای بیان همان مطلب را میتوانست بشنود .

من در کتابهایم همه این موارد را رعایت کردم و این حسن و نکته قوت این کتابها بوده که هر کسی از کودک ۸-۹ ساله تا پیرمرد ۷۵ ساله و از فردی با سواد پنجم ابتدایی تا دکترها و مهندسان حتی کامپیوتر از مشتریان پرو پاقرص این کتابها بودند و همه از نوع نثر و توضیحات به کار رفته در این کتب خوششان آمده است . ولی حیف که با یک گل بهار نمیشود !

اما دست بردار نیستم و مطمئنا روزی این نظر خود را همه گیر خواهم کرد و نتیجه خواهم گرفت . میبینیم .