چون حدود ۱۵ سالی هست که در وادی تدریس هستم در زمینه ها و مقاطع مختلف و نیز حداقل ۲۰ سال هم سابقه سر کلاس نشستن دارم و انواع معلمین و اساتید را دیده ام نکته ای برایم جالب آمده است . البته شنیدن و دیدن وضعیت دانشجویانی که سر کلاس برخی اساتید می‌نشینند و اثر آن در وضعیت علمی این دانشجویان دیده میشود باعث شد این مطلب را بنویسم . البته اینکه متاسفانه دانشجویان امروزی هم فقط به فکر نمره گرفتن هستند و پاس کردن واحد و گرفتن مدرک و نه سردرآوردن از چیزی برای آینده خودشان !‌ واقعیتی است . بعدا در این مورد هم خواهم نوشت .    
متاسفانه به دلیل ظهور دانشگاههای مختلف در گوشه و کنار و دهات ! کشور در سالهای اخیر و صدور مدارکی که به هیچ وجه بنیه علمی ندارد باعث شده است هم اکنون برخی افراد به عنوان عضو هیات علمی در دانشگاههای جدیدتر وارد تدریس شوند که به قول معروف … !
قصد دارم تجربیات خودم از انواع روشهایی که اینگونه اساتید برای پیچاندن دانشجو و سراغ نخود سیاه فرستادن ایشان استفاده می‌کنند را برایتان بیاورم تا اگر در کلاسی با اینگونه مدرسی هستید از حالا بی خیال نتیجه گیری از این کلاس شوید و برای خودتان چاره ای بیندیشید .

مواردی که در ادامه ذکر میشود به هیچ دانشگاه و رشته و مقطع و زمان خاصی مربوط نیست و فارغ از این خصوصیات است . این موارد در همه دانشگاهها ( حتی دانشگاههای اروپایی و آمریکایی و … ) در همه زمانها و در همه مقاطع میتواند رخ بدهد و میدهد !‌ پس هدف از این مطلب عام است و همه انسانها و اساتید باید وجدانشان را قاضی کنند :

وقتی استاد سر کلاس هر چی روی تابلو می‌نویسد پس از چند ثانیه پاک می‌کند ( چون از نوشته خودش مطمئن نیست ! ) …

وقتی استاد همه امور را به دانشجویان میسپارد بدون آنکه خودش هیچ نقشی در کلاس داشته باشد …
وقتی استاد به جای وقت معمول حداقل ۹۰ دقیقه ای جلسه کلاسی نیم ساعت از شروع کلاس را به حاضر غایب کردن و مقدمه طی میکند و نیم ساعت آخر را هم به آماده شدن برای خروج از کلاس و نیم ساعت وسط را هم به …
وقتی استاد به جای درس و موضوع اصلی به خاطره گفتن های بیربط می‌پردازد ( البته گفتن خاطرات مرتبط با درس مخصوصا در مورد درسهای مناسب اتفاقا جالب و مفید است ) …
وقتی استاد در پاسخ به سوالات دانشجویان به جای جواب می‌گوید باشه ، بعدا مطرح خواهد شد این موضوع و بعد به فراموشی میسپارد …
وقتی استاد هر جلسه یک موضوع پراکنده را مطرح میکند و هیچ ارتباط منطقی بین مطالبش وجود ندارد …
وقتی استاد سرفصل مربوط به آن درس را اصلا رعایت نمیکند والکی از چیزهایی که بلد است می‌گوید ( دیده‌ام اساتیدی که در کل ترم در مورد موضوع درس اصلا کلمه ای صحبت نکردند و در عوض به دنبال ارائه مقالات و مطالب خودشان در سایر زمینه ها بودند ) …
وقتی استاد به جای دادن تکلیف منطقی و  کاربردی مرتبط با درس به دانشجو در پی سپردن کارهای شخصی خودش از قبیل ترجمه کتاب و حتی کارهای پروژه ای خودش هست و انتظارات غیر منطقی هم دارد ، آخه باز اگر ترجمه مناسب باشد و حق دانشجو در چاپ کتاب رعایت شود آدم دلش کباب نمیشود ! …

وقتی استاد به جای بیان ساده و شفاف موضوع تدریسی مرتب از کلمات قلمبه و پیچیده استفاده میکند تا سواد خودش را به رخ بکشد و دوست ندارد دانشجو چیزی سر در بیاورد …

وقتی استاد ۳-۴ جلسه پشت سرهم فقط در مورد معنی یک لغت کلاس را الکی میپیچاند تا وقت کلاس تمام شود ( باور کنید دیده‌ام این مورد را ! ) …
وقتی استاد به جای پرداختن به درس به ذکر افتخارات و سوابق خود بپردازد آنهم نه مثلا نیم ساعت جلسه اول ( که شاید برای آشنایی لازم باشد ) بلکه هر جلسه و به هر بهانه‌ای …
وقتی استاد هیچ ارتباط عاطفی نتواند و یا نخواهد با دانشجویانش برقرار کند و به زعم خودش قیافه و سخت گیری را کلاس بداند و روحیات دانشجو را درک نکند …

وقتی استاد حتی در بیان و تلفظ مطالب و کلمات و اصطلاحات موضوع درس مشکل داشته باشد ( این مورد را هم زیاد تجربه کرده‌ایم ) و یا حتی لغت انگلیسی اش را نداند و یا معنی یک اصطلاح کاملا مرتبط با درس را نداند …

وقتی استاد کیلویی نمره دهد و یا انتظار داشته باشد که دانشجوی کارشناسی و یا ارشد عین کلمات و نوشته های داخل جزوه اش را بنویسد و در غیر این صورت نمره کسر کند و هیچ کاری با پرورش ذهن دانشجو نداشته باشد …

وقتی استاد درسی را تدریس کند که خودش فقط با یک امتحان مجوز تدریس آن درس را کسب کرده و نه رشته تحصیلی و نه تخصص مربوط به آن درس را داشته باشد ( این یک مورد خیلی حالم را گرفت ،‌ باور می‌کنید در حال حاضر کسانی دارند درسهای کارآفرینی را در دانشگاههای …؟ تدریس می‌کنند که فقط با دادن یک امتحان از چند کتاب معرفی شده به این سمت رسیده‌اند و خودشان نه رشته شان این بوده و نه حتی تا کنون تجربه اداره یک مغازه را داشته‌اند و آن وقت کارآفرینی درس می‌دهند و برایش کتاب هم می‌نویسند ( نوشتن که چه عرض کنم کپی پیست می‌کنند ) …

و کلی حالت دیگر که حتما شما هم دیده‌اید و تجربه کرده‌اید …

اینها همه علاماتی است که نشان می‌دهد این شخص به ظاهر استاد را باید بی‌خیالش شوید و ۲ حالت دارد : اگر واقعا به دنبال کسب دانش و علم هستید باید خودتان برای خودتان کاری بکنید ولی اگر به دنبال کسب نمره هستید شاید نانتان در روغن است . چون خیلی راحت از این جور اساتید میتوان نمره گرفت چون دوست دارند با بالا بردن میانگین نمرات کلاس خودشان را موفق نشان دهند و …

اینها را گفتم تا این گونه اساتید حداقل به پولی که بابت تدریسشان می‌گیرند فکر کنند تا حلالشان باشد .

البته این بار هم بحث اساتید با انصاف و شریف و با وجدانی که به موقع سرکلاس حاضر میشوند و نهایت تلاش خود را برای ارائه موضوع درس به دانشجو می‌‌کنند و تکلیف متناسب و کاربردی از دانشجو می خواهند و با دانشجو رابطه خوبی دارند و امتحان و نمره دادنشان هم روال منطقی دارد و حلال و حرام سرشان می‌شود از بقیه جداست . اینگونه اساتید مطمئنا مقبول خاص و عام هستند و خدا هم از کارشان راضی است .

به امید اینکه همه اساتید ما اینگونه باشند . شما هم تجربیات خود را بگویید .

  • Share/Bookmark