ترفندهای اساتید … در شیره مالیدن سر دانشجو !
جامعه ايراني, درد دل ۲۸م آبان ۱۳۸۷چون حدود ۱۵ سالی هست که در وادی تدریس هستم در زمینه ها و مقاطع مختلف و نیز حداقل ۲۰ سال هم سابقه سر کلاس نشستن دارم و انواع معلمین و اساتید را دیده ام نکته ای برایم جالب آمده است . البته شنیدن و دیدن وضعیت دانشجویانی که سر کلاس برخی اساتید مینشینند و اثر آن در وضعیت علمی این دانشجویان دیده میشود باعث شد این مطلب را بنویسم . البته اینکه متاسفانه دانشجویان امروزی هم فقط به فکر نمره گرفتن هستند و پاس کردن واحد و گرفتن مدرک و نه سردرآوردن از چیزی برای آینده خودشان ! واقعیتی است . بعدا در این مورد هم خواهم نوشت .
متاسفانه به دلیل ظهور دانشگاههای مختلف در گوشه و کنار و دهات ! کشور در سالهای اخیر و صدور مدارکی که به هیچ وجه بنیه علمی ندارد باعث شده است هم اکنون برخی افراد به عنوان عضو هیات علمی در دانشگاههای جدیدتر وارد تدریس شوند که به قول معروف … !
قصد دارم تجربیات خودم از انواع روشهایی که اینگونه اساتید برای پیچاندن دانشجو و سراغ نخود سیاه فرستادن ایشان استفاده میکنند را برایتان بیاورم تا اگر در کلاسی با اینگونه مدرسی هستید از حالا بی خیال نتیجه گیری از این کلاس شوید و برای خودتان چاره ای بیندیشید .
مواردی که در ادامه ذکر میشود به هیچ دانشگاه و رشته و مقطع و زمان خاصی مربوط نیست و فارغ از این خصوصیات است . این موارد در همه دانشگاهها ( حتی دانشگاههای اروپایی و آمریکایی و … ) در همه زمانها و در همه مقاطع میتواند رخ بدهد و میدهد ! پس هدف از این مطلب عام است و همه انسانها و اساتید باید وجدانشان را قاضی کنند :
وقتی استاد سر کلاس هر چی روی تابلو مینویسد پس از چند ثانیه پاک میکند ( چون از نوشته خودش مطمئن نیست ! ) …
وقتی استاد همه امور را به دانشجویان میسپارد بدون آنکه خودش هیچ نقشی در کلاس داشته باشد …
وقتی استاد به جای وقت معمول حداقل ۹۰ دقیقه ای جلسه کلاسی نیم ساعت از شروع کلاس را به حاضر غایب کردن و مقدمه طی میکند و نیم ساعت آخر را هم به آماده شدن برای خروج از کلاس و نیم ساعت وسط را هم به …
وقتی استاد به جای درس و موضوع اصلی به خاطره گفتن های بیربط میپردازد ( البته گفتن خاطرات مرتبط با درس مخصوصا در مورد درسهای مناسب اتفاقا جالب و مفید است ) …
وقتی استاد در پاسخ به سوالات دانشجویان به جای جواب میگوید باشه ، بعدا مطرح خواهد شد این موضوع و بعد به فراموشی میسپارد …
وقتی استاد هر جلسه یک موضوع پراکنده را مطرح میکند و هیچ ارتباط منطقی بین مطالبش وجود ندارد …
وقتی استاد سرفصل مربوط به آن درس را اصلا رعایت نمیکند والکی از چیزهایی که بلد است میگوید ( دیدهام اساتیدی که در کل ترم در مورد موضوع درس اصلا کلمه ای صحبت نکردند و در عوض به دنبال ارائه مقالات و مطالب خودشان در سایر زمینه ها بودند ) …
وقتی استاد به جای دادن تکلیف منطقی و کاربردی مرتبط با درس به دانشجو در پی سپردن کارهای شخصی خودش از قبیل ترجمه کتاب و حتی کارهای پروژه ای خودش هست و انتظارات غیر منطقی هم دارد ، آخه باز اگر ترجمه مناسب باشد و حق دانشجو در چاپ کتاب رعایت شود آدم دلش کباب نمیشود ! …
وقتی استاد به جای بیان ساده و شفاف موضوع تدریسی مرتب از کلمات قلمبه و پیچیده استفاده میکند تا سواد خودش را به رخ بکشد و دوست ندارد دانشجو چیزی سر در بیاورد …
وقتی استاد ۳-۴ جلسه پشت سرهم فقط در مورد معنی یک لغت کلاس را الکی میپیچاند تا وقت کلاس تمام شود ( باور کنید دیدهام این مورد را ! ) …
وقتی استاد به جای پرداختن به درس به ذکر افتخارات و سوابق خود بپردازد آنهم نه مثلا نیم ساعت جلسه اول ( که شاید برای آشنایی لازم باشد ) بلکه هر جلسه و به هر بهانهای …
وقتی استاد هیچ ارتباط عاطفی نتواند و یا نخواهد با دانشجویانش برقرار کند و به زعم خودش قیافه و سخت گیری را کلاس بداند و روحیات دانشجو را درک نکند …
وقتی استاد حتی در بیان و تلفظ مطالب و کلمات و اصطلاحات موضوع درس مشکل داشته باشد ( این مورد را هم زیاد تجربه کردهایم ) و یا حتی لغت انگلیسی اش را نداند و یا معنی یک اصطلاح کاملا مرتبط با درس را نداند …
وقتی استاد کیلویی نمره دهد و یا انتظار داشته باشد که دانشجوی کارشناسی و یا ارشد عین کلمات و نوشته های داخل جزوه اش را بنویسد و در غیر این صورت نمره کسر کند و هیچ کاری با پرورش ذهن دانشجو نداشته باشد …
وقتی استاد درسی را تدریس کند که خودش فقط با یک امتحان مجوز تدریس آن درس را کسب کرده و نه رشته تحصیلی و نه تخصص مربوط به آن درس را داشته باشد ( این یک مورد خیلی حالم را گرفت ، باور میکنید در حال حاضر کسانی دارند درسهای کارآفرینی را در دانشگاههای …؟ تدریس میکنند که فقط با دادن یک امتحان از چند کتاب معرفی شده به این سمت رسیدهاند و خودشان نه رشته شان این بوده و نه حتی تا کنون تجربه اداره یک مغازه را داشتهاند و آن وقت کارآفرینی درس میدهند و برایش کتاب هم مینویسند ( نوشتن که چه عرض کنم کپی پیست میکنند ) …
و کلی حالت دیگر که حتما شما هم دیدهاید و تجربه کردهاید …
اینها همه علاماتی است که نشان میدهد این شخص به ظاهر استاد را باید بیخیالش شوید و ۲ حالت دارد : اگر واقعا به دنبال کسب دانش و علم هستید باید خودتان برای خودتان کاری بکنید ولی اگر به دنبال کسب نمره هستید شاید نانتان در روغن است . چون خیلی راحت از این جور اساتید میتوان نمره گرفت چون دوست دارند با بالا بردن میانگین نمرات کلاس خودشان را موفق نشان دهند و …
اینها را گفتم تا این گونه اساتید حداقل به پولی که بابت تدریسشان میگیرند فکر کنند تا حلالشان باشد .
البته این بار هم بحث اساتید با انصاف و شریف و با وجدانی که به موقع سرکلاس حاضر میشوند و نهایت تلاش خود را برای ارائه موضوع درس به دانشجو میکنند و تکلیف متناسب و کاربردی از دانشجو می خواهند و با دانشجو رابطه خوبی دارند و امتحان و نمره دادنشان هم روال منطقی دارد و حلال و حرام سرشان میشود از بقیه جداست . اینگونه اساتید مطمئنا مقبول خاص و عام هستند و خدا هم از کارشان راضی است .
به امید اینکه همه اساتید ما اینگونه باشند . شما هم تجربیات خود را بگویید .
۲۸م آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۸:۰۳ ب.ظ
سلام
یه سوال بی ربط دارم.
من الان دارم برای کنکور ارشد کارآفرینی می خونم. و اینطور هم شده که با شما و وبلاگهاتون آشنا شدم
نمی دونم برای درس کاربرد کامپیوتر در مدیریت چه کتابهایی بخونم که وقتم رو هدر ندم.
البته با ICDL اشنایی دارم و در حال مطالعه نرم افزارها هستم.
شما که تازگی کنکور دادید حتماً می دونید سوالها در چه سطحیه
ممنون میشم اگه راهنماییم کنید.
۲۸م آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۱۰:۱۵ ب.ظ
من جواب این سوال رو قبلا تو یک وبلاگ دیگه داده بودم . البته من سال ۸۵ یعنی پیارسال کنکور دادم و قبول شدم ( منتها ورودی بهمن شدیم و الان ترم دو هستیم ، دانشکده کارآفرینی هم با ما متولد شده و الان ترم دو دانشکده هم هست ! ) . شاید بیشترین تاثیر را همین کامپیوتر برایم داشت که ۸۷ % زده بودم ( بالاخره اینهمه سال کار و تدریس و تالیف کامپیوتر اونجا اثرگذار شد !) .
حالا … ، سوالات این درس همین در سطح ICDL است و کمی حرفهای تر . اکسل و اکسس و اینترنت و ورد و ویندوز و ات لوک و همینها . منتهاباید بیشتر و تخصصی تر بلد باشید . زیاد هم خودتان را به آب و آتش نزنید . زیاد هم سخت نیست . نرم افزارهای دیگر را بی خیال بشید و وقتتان را تلف نکنید . به زبان بیشتر توجه کنید که در گرایش کارآفرینی امتیاز بیشتری دارد . موفق میشوید . مطمئن باشید .
۲۹م آبان ۱۳۸۷ در ساعت ۷:۰۱ ق.ظ
مرسی از راهنماییتون
امیدوارم سال دیگه تو دانشگاه تهران ببینمتون
۳م آذر ۱۳۸۷ در ساعت ۵:۰۸ ب.ظ
از مطالبتون در مورد استاد پیچی استفاده کردم. ممنون
۵م آذر ۱۳۸۷ در ساعت ۷:۳۸ ب.ظ
کاشکی در دانشگاهها یک هیئتی بود تا جزوههای هر ترم اساتید رو مخفیانه با هم مقایسه میکرد. چرا؟ چون سادهترین و شرافتمندانه ترین روش رو اصلا در موارد بالا نیاوردین. معذرت میخوام رک میگم ولی نگران شدم نکنه خود شما هم از همین اساتید باشید. که انشاءالله نیستید.
و آنهم الگوریتم تدریسی است که من در تقریبا همه دروس رشته الکترونیک و در کلاس تقریبا نصف اساتید دیدهام. این الگوریت رو در پست زیر تو وبلاگم گذاشتم:
http://drario.wordpress.com/2008/11/25/%d9%85%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%aa%d9%86%d9%81%d8%b1%d9%85-%db%b3-%d8%a7%d9%84%da%af%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%aa%d9%85-%d8%aa%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b3/
۶م آذر ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۰۱ ق.ظ
بیتا : امیدوارم و مطمئنم قبول میشوید و میبینیمتان .
مهدی : ممنون
آریو : مطلب و الگوی شما را خواندم . جالب بود . من کاری به جزوه و محتوای جزوات استادا نداشتم والا خود این مورد به قول شما منبع جالبی است برای پی بردن به سواد اساتید ! در مورد اینکه خودم هم این کاره باشم !؟ شاید نهایتا ۵ % . البته خوشبختانه فعلا زیاد تدریس نمیکنم و آن ۵% هم در مواقعی است که حال تدریس نداشته باشم . والا هر کسی تو کلاس من بوده میدونه که : من کم میدانم ولی خوب میتونم بیان کنم ، هیچ دو کلاسی هم مطلب یکسان و مشابه نمیگویم و روش تدریس مناسبی دارم که تو کتابهام هم پیداست این روش .
۱۲م اسفند ۱۳۸۷ در ساعت ۳:۰۰ ب.ظ
سلام بر دوست عزیزم خلیل.مطالبی که نوشتی جالب بود.در کل به نظر من چند مورد وجود داره که اینجا را به خطا می بره .منظورم از اینجا دانشکده کارآفرینیه.اولا خداییش اینجا در حد یک دانشکده نیست.نه به این درس ها میشه اسم آموزش کار آفرینی کجاست.از هر ملغمه ای دارن به خورد ما میدن.اینکه از هر درسی که حال کردن واسه ما یک course بذارن که بیکار نباشن.ببین الان اینا استاداشون بیکار بودن درس زبان و آمار هم گذاشتن.تبارک الله اش اونجاس که درس ایده پردازی هم دارن اضافه می کنن.ما شالله کم درس دارن که شده مثل لیسانس، فقط یک ۲۰ واحد عمومی و ۱۵ واحد اختیاری هم بذارن میشه یک لیسانس ملغمه از مدیریت بازرگانی، مدیریت مالی، مدیریت……… و بقیه خواهر های مدیریت و نه کار آفرینی:-).اونایی که دم از قانون میزنن که فقط قانون.خودشون دیدید که چه فشاری به ما بعد امتحانات آوردند که تا ۲۶ بهمن پروژه هاتون رو باس تحویل بدید که مرکز انفورماتیک دانشگاه فایل وارد کردن نمره ها رو میبنده ولی مثل ترم های قبل هنوز که هنوزه نمره ها رو ندادن.فقط دروغ میگن با بی شرمی هر چه تمام.یک نمونه دیگش استادی که اصلا توی سیستم lms وارد نشده که پروژه ها را ببینه ، چون lms مشخصه که چه کسی و در چه تاریخ و ساعتیlogin کرده.حالا مشخصه کیلویی و سلیقه ای نمره دادن یعنی چه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!.حالم از همشون به هم میخوره!!!!!!!!!!!!
۱۲م اسفند ۱۳۸۷ در ساعت ۵:۴۷ ب.ظ
haji عزیز که کشف نکردم اسم واقعیتون چیه !
حق با شماست . حالا ما که ترم آخر هستیم و اگر خدا بخواهد تا چند ماه دیگر بارمان را میبندیم و میماند پایان نامه که آنهم کمتر اینطوری دردسر دارد . چی بگم .
استادی که برای من ( که نمیگم متخصص در امر IT هستم ولی کسی هستم که سالهاست سابقه این کار را دارم ( بیش از ۱۰ سال ) ) در درس کارآفرینی با IT داده ۱۲ ، چون نخواستم کار بچه گانه انجام دهم و به قول خودش به دختر خانمی که تازه مهر لیسانسش خشک نشده ، چون خوب جزوه نویسی و حفظ کرده و ظاهرسازی و اصلا بلد نیست IT یعنی چی داده ۱۹ ! آدم چی میتونه بگه !
ما که همیشه پیشمرگ بودیم و اینجا هم شدیم موش آزمایشگاهی .
البته من پشت پرده با اساتید و مسئولان دانشکده صحبت میکنم و خوشبختانه کارهایی هم میکنم که بقیه نتایجش را میبینند و آخرینش را هم به زودی خواهند دید که طی حکمی به اساتید برخی کارهایشان از نظر آموزش محکوم و دستور به تعطیلیشان شده منجمله ترجمه دادن و .. البته کسی هم نمیفهمد که این کارها از کجا آب میخورند !
اینها را میکنم ولی مثل برخیها نیستم که اعتراض کنم و وقتی شدم دستیار استاد ! دیگه تعریفشان کنم و یادم بره که اصل جریان چی بوده !
بگذریم . بگذار برخیها خوش باشند
۱۷م اسفند ۱۳۸۷ در ساعت ۶:۳۷ ب.ظ
با سلام به دوست عزیز خلیل.من هم یک دوست یا بذار بگم یه موش آزمایشکاهی مثل بقیه بچه های ورودیمون.دقیقا این احساس رو سال آخر لیسانسم داشتم که دیگه نه چهره این اساتید و این درس های مزخرف را می بینم و میرم واسه خودم.الان دوباره این احساس را پیدا کردم.فقط دارم دعا دعا می کنم که از شر اینجا راحت شم پایان نامه را بدم بره!!!!!!!!!!!!!!!! اینها خدا میدونه واسه پایان نامه چه نقشه ها واسمون کشیدن.فکر کنم در سال نو آوری و شکوفایی کاری سرمون تو پروپوزال در بیارن که تو دانشگاه های ایران بی نظیر باشه.اگر هم دیدیم که کسی پایان نامش تجدید شد و افتاد هم تعجب نداره.چون اینجا دانشکده کار آفرینی است!صدای ما را از امیر آباد میشنوید.!!!!!!!!!!!!!
نمره دادن و ارزیابی شون پیش کش!!!!!!.آقای دکتر ….! خجالت نمیکشی کارها و پروژه های شخصی و دانشجویان دکترات رو به عنوان تکلیف درسی به بچه ها میدی.داشتم به افرادی که تو این دانشکده مشغول هستند فکر میکردم.جال family facultyاینجا در نوع خودش بینظیره:-)
۱۷م اسفند ۱۳۸۷ در ساعت ۹:۳۴ ب.ظ
من حرفی ندارم . حرف حق پاسخی ندارد . حق با شماست . من هم از این دکتر …. ! سخت در تعجبم هم از پروژه هایش و هم از نمره ای که به من متخصص در این درس داده ! ۱۲ من گرفتم و فلانی که نمیدونه مفهوم این درس چیه شده ۱۹ چرا چون خوب حفظ کرده و مطلب سر هم بندی کرده . در حالی که این درس باید عملی میبود ! و آنوقت ثابت میشد که این نمره ها حق کی بوده . حیف حیف . ولی روزی پشیمانش میکنند همین استاد را . صبر کن میبینیم .