چندروزی بود که در سینه خود احساس درد عجیبی داشتم و سخت احساس خستگی و کوفتگی در نیمه بالایی بدنم داشتم و حال هیچ فعالیتی نداشتم . تا اینکه ۵ شنبه شب متوجه جوشهای ریز در سینه و پشت سمت چپ بدنم شدم . بلافاصله اینترنت را گشتم و انواع بیماریهای پوستی را مرور کردم ولی نتوانستم کشف کنم چیم شده !‌ گفتیم شاید از فشار و تعرق و اینها باشد و بیخیالش شدیم . دیروز جمعه را هم صبر کردم ولی امروز عصر که مادرم آمده بود منزل ما اصرار کرد دکتر بروم و رفتن همانا و فهمیدن اینکه به یک بیماری پوستی دچار شدم به اسم زونا ! کلی قرص و پماد و مایع برایم تجویز کرد و گفت یکماهی برای بهبودی کار دارم و نیز گفت که خیلی خوب تحمل کردی چون این بیماری درد شدیدی به همراه دارد و به این سادگیها هم نیست .

بقیه مطلب البته موضوع متفاوتی برایتان دارم                  

حالا چرا اینها رو گفتم !؟ به چند دلیل . اولا تازه فهمیدم که سلامتی چه نعمت خوبی است !‌ ثانیا شانس آوردم که محل زخمها در جای عمومی بدنم نیست و دیده نمیشود ! ثالثا با اینکه همین هفته پیش کلی پول داده بودم تا برای سه ماهه آخر سال  بیمه مان را تمدید کنم ( میدونیستید من به عنوان هنرمند ! بیمه شده‌ام و نصف حق بیمه‌ام را دولت محترم پرداخت میکند ! ) ولی مجبور شدم ۶۰% حق ویزیت را خودم بدهم و داروها را هم تقریبا با قیمت ‌ازاد تهیه کنم ! این هم بیمه تامین اجتماعی ما. در حالی که در همه کشورهای متمدن دنیا درمان رایگان است این وضع بیمه شده ماست !‌ رابعا با این حساب این هفته هم نمیتونم برم تهران و مجبورم این بار به دلیل پزشکی غایب شوم از کلاسها . البته هنوز یک غیبت مجاز داشتم که اینطوری مصرف میشود . امیدوارم اساتید درک کنند وضعیت امثال مرا . هر چند تا قبل از دکتر رفتن برنامه ام حضور در کلاسها بود ولی دکتر صلاح ندید .

و اما موضوع اصلی این مطلب که خیلی مرا اذیت میکند و دلم به حال اوضاع علمی کشور میسوزد :

یکماه بیشتر به شروع امتحانات ترم دوم بنده نمانده در حالی که هنوز نفهمیدیم جریان از چه قراره ! کلی تکلیف داریم که هنوز شروعشان هم نکرده ایم ! تازگیها یک چیز برایم قطعی شد و آن اینکه متاسفانه وضع دانشگاههای ما خیلی به قیف ، البته از نوع برعکسش ، شبیه هست ! یعنی تا بخوای از نوک قیف رد بشی ( که اینجا همان کنکور نام دارد ) پدرت درمیاد ولی بعد که وارد دانشگاه شدی ، یعنی از نوک قیف رد شدی و به جای پهنش رسیدی دیگه خیالی نیست ! متاسفانه این را در همین دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران هم به وضوح میتوان مشاهده کرد .

دوستان ساکن تهرانی که هفته ها سر کلاس نمیاند . افرادی که خیلی راحت از حضور در کلاس به بهانه عدم انجام تکلیف استاد سرباز می‌زنند . چند هفته پیش ساعت یک و نیم بعد از ظهر از بیرون چشمم به یکی از کلاسهایی افتاد که باید ساعت یک شروع میشد . طفلک خانم استاد محترم نشسته بود و بعد از نیم ساعت هنوز کسی از شاگردان محترم سر کلاس حاضر نشده بود . البته برای اساتید آقای خیلی معروف هم این مورد را دیده ام که استاد خود دنبال دانشجویان است تا کلاس را شروع کند ! و چند مورد هم خود من دنبال دوستان رفته ام تا سر کلاس بیایند‌! بقیه کلاسها هم که حداقل با ۲۰ دقیقه تاخیر شروع میشوند و در حین تشکیل کلاس هم انگار درب کلاس در دروازه است متاسفانه !‌ یکی میاد یکی میره و در کلاس یک لحظه بسته نمیماند . حال استاد محترم با چه وضعی درس میدهد و دانشجویان ساکن در کلاس چگونه حواسشان باید جمع شود نمیدانم !

آخه بابا احترام کلاس و استاد را نگه داریم . همه دوستان هم کلاسی بنده شاهدند که من خیلی به ندرت و شاید یک صدم بقیه از این خروج از کلاس استنفاده میکنم آنهم مگر در شرایط اضطراری . اما برخی شاید در حین یک کلاس ۱/۵ ساعته دو سه بار از کلاس بیرون میروند و برمیگردند . بعضا هم که بعد از حضور و غیاب احتمالی استاد دیگر جیم میشوند و برنمیگردند ! نمیدانم این دوستان چه احساسی نسبت به این کارشان دارند . البته برخی اساتید هم زیاده آسان میگیرند و من به هیچ عنوان چنین اجازه ای به دانشجویانم نمیدهم .

البته من در دوره ارشد قبلی ام از این وضعیت بدتر هم دیده بودم . برای مثال انواع صداهای عجیب وسط کلاس مثلا صدای خروس از موبایل یک دانشجو ( که همین دانشجو ، چندین ! سمت مهم در یکی از شرکتهای اصلی نفتی استان دارد ! )  و صحبت با استاد و بحثهای بیربط با همدیگر و کشاندن درس به موضوعات شخصی و کاری و وقت تلف کردنهای عجیب و … ولی دیگر در دانشگاه تهران این موارد برایم عجیب مینماید .

نمیدانم با این وضع کلاسها آنهم در بهترین دانشگاه ایران چه انتظاری میتوان از فارغ التحصیلان داشت . آنهم با آن وضع درسهای کاملا تئوری و حفظ کردنی ! که آخرش میشود لیسانسها و فوق لیسانسهای بیکاری که همین امروز خبرش را شنیدیم که درصد بیکاران فارغ التحصیل دانشگاهی دوبرابر بقیه بیکاران  است !

خدا آخر و عاقبتمان را به خیر کند .