این مورد که قبلا هم به شکلهای دیگر مطرحش کردم برایم هنوز سوال است و باید جواب قابل قبولی بگیرم . این چند روزه سخت مشغول آماده سازی یک پروژه تحقیقی در مورد روشهای آینده‌پژوهی هستم . یکی از سوژه های جالبی که البته باز از خیلی وقت پیش خودم به آن علاقه داشتم و مطالبی برایش جمع کرده بودم و حالا شد موضوع درسی من بدون آنکه از قبل حدسش را زده باشم ( مثل کلی کتاب مدیریتی که بنده سالها قبل به دلیل علاقه شخصی خریده ‌بودم و سالها بعد کتابهای درسی من از کار درآمدند وقتی دانشجوی ارشد مدیریت شدم ! )  و اما سوال من که عینا برای مشاور خودم در این مورد هم ایمیل کردم مربوط است به کلیشه کاریهایی که برای تهیه کردن مقالات علمی باید حتما رعایت شود .من کلی کتاب در مورد روشهای نوشتن مقاله و تز و پایان نامه مطالعه کردم ولی نمیتوانم برخی مراحل را قبول کنم آن هم در عصر اینترنت و انفجار اطلاعات .

عین سوالی که از مشاور خود پرسیده‌ام این است :                            

سوالی که بنده داشته و دارم ( از همه اساتید ) ‌و البته تنها به موضوع اخیر مرتبط نیست و سوالی کلی است این است که چرا باید وقتی مطلبی به صورت ترجمه شده وجود دارد حتما باید به منبع انگلیسی رجوع شود ؟
برای مثال وقتی منبعی رسمی به شرح ذیل همه آنچه را ما برای عبارت آینده پژوهی نیاز داریم تقریبا یکجا آورده است آیا نیازی هست که برویم سراغ یافتن منبع لاتین ؟ یا اینکه ، معتبر بودن یک مطلب را از کجا باید فهمید یا اثبات کرد ؟
برای مثال من مقاله‌ای لاتین دارم در مورد همین روشهای مطالعات آینده پژوهی از شخصی به نام آساکول و ترجمه شده عین همان مقاله توسط دکتر سعید خزایی ( که متخصص آینده پژوهی در ایران هستند ) را هم از یک سایت ایرانی (‌ سایت کشف آینده ) گرفته‌ام  ،‌ حال اگر بنده از ترجمه دکتر خزایی استفاده کنم کارم معتبرتر است یا از متن اصلی با ترجمه خودم که ۱۰۰% از ترجمه ایشان ناقص‌تر خواهد بود !؟ و یا اینکه اصلا این مطلب معتبر نیست !!!؟
یا برای مثال آیا ویکی پدیا معتبرتر است یا مثلا سایت اندیشکده وحید یا سایت کشف آینده یا اندیشکده آصف یا سایت علیرضا حجازی و یا دهها سایت فارسی که همگی توسط افراد صاحبنظر در این مبحث اداره می‌شوند ؟
این نکته‌ای است که بنده در وبلاگ خودم و وبلاگ قبلی‌ام هم بارها به آن اشاره کرده ‌ام و همواره در پی یافتن پاسخی برای آن هستم و ربطی هم به فقط این موضوع تحقیقی ندارد . البته میدانم که باید به منابع دست اول مراجعه کرد ولی چرا باید کاری که توسط افراد متخصص انجام شده است را دوباره تکرار کرد و کلی معطل شد تا به همان نتیجه‌ای برسیم که از قبل هم وجود داشت ! نمیدانم ، شاید من اشتباه فکر می‌کنم و شاید ایده من مسخره باشد ولی فکر و حرفی است که ذهن بنده را سخت مشغول کرده است .
و سوال بعدی بنده هم این است که از کجا می‌توان به کافی بودن حجم مطالب یافته شده برای یک موضوع تحقیقی پی برد و کار جستجو را تمام شده فرض کرد ؟

اینها سوالاتی است که همواره فکر بنده را مشغول می‌کند . البته در مورد نحوه نوشته شدن کتابهای درسی و روش آموزش برخی اساتید هم کلی حرف و سوال و انتقاد و پیشنهاد دارم که برخیها را قبلا گفتم و بعدا هم مواردی را خواهم گفت . هر کس پاسخی برای این سوالات دارد حتما بنده را راهنمایی کند تا بدانم آیا حق با من است یا اشتباه می کنم !؟

  • Share/Bookmark