دکترا ، استاد ، چت ، امتحان ، اختلاف ، دانلود ، کتابخوانی ، مربیگیری و…
جامعه ايراني, درد دل, من و كارآفريني ۶م بهمن ۱۳۸۷چون چند روزی با شما نبودم کلی (۱۰) مطلب جمع شده که همش رو یکجا مطرح میکنم . جالبند و مختلف و البته تفکربرانگیز .
۱/ این چند روزه سرگرم امتحانات ترم دوم ارشد کارآفرینی بودیم مثلا ! . چرا مثلا ؟ چون من طبق دلایلی که دارم نه از روش تدریس اساتید این دانشکده ( اکثرشان البته نه همه ) راضی بوده ام و تایید کرده ام و نه از روش آزمون گرفتن و نوع سوال دادن و حتی نوع نمره دادنشان ! . خیلیها شاید خوششان نیاید . ولی من حرفم اینه که :…..
چرا بعضیها عنوان استاد را یدک میکشند ولی اصلا بلد نیستند با دانشجو ارتباط برقرار کنند ؟ اصلا بلد نیستند چطور باید درس بگویند . نه سرفصل درسشان مشخص است و نه فهرست مطالب تدریس شده آنها . از این شاخه به آن شاخه پریدن و الکی وقت تلف کردن بدون آنکه کسی چیزی بفهمد و بداند ماجرا از چه قرار است ! چه فایده دارد !؟ چطور این اساتید پولی را که می گیرند و باید برای هر جلسه آن حداقل ۹۰ دقیقه درس مفید داشته باشند را حلال میدانند در حالی که در کل یک ترم ۱۵ جلسه ای شاید بعضا حتی یک ۹۰ دقیقه هم تدریس مفید نداشته اند !؟ درسی که نه منبعش معلوم است نه مقصدش و نه کاربردی دارد و نه سر و ته ای ! به چه درد من دانشجوی ارشد کارآفرینی میخورد ؟
۲/ این چند روز در حین مطالعه برای امتحاناتی که داشتیم کامپیوترمان هم یکسر مشغول دانلود کردن مطالب ضروری و گاها برخی فیلمهای خوب بود ! آخه سرعت اینترنت دانشکده این روزها خیلی عالی شده و چند روز بعد که ترم بعد شروع بشه افتضاح خواهد شد ! البته خودم از اینکه این همه کتاب و مطلب و فیلم و برنامه دانلود کردم و هنوز فرصت نکردم سری به آنها بزنم از خودم بدم میاد و تصمیم گرفتم کم کم از این کار بیهوده ! دست بکشم . البته اگر بتونم و شیطونه گولم نزنه !آخه تو خونه هم چون هر ماه کلی پول اینترنت میدم حیفم میاد بدون استفاده بگذارمش و لااقل با دانلود عوضش رو درمیارم !
۳/ آروزیی دارم که ناشی میشود از خصلت کارآفرینی دوستی من . کاش هیچ جایی و هیچ ارگانی فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد یا حتی کارشناسی کارآفرینی را استخدام نکند . این آرزو و انتظاری است که از مفهوم این رشته ناشی میشود . چرا باید دانشجویی که از این رشته فارغ التحصیل میشود بدنبال استخدام شدن باشد ؟ این دیگر نهایت بی توجهی و بی هدفی و بی انگیزگی و شانسکی آمدن دانشجو به این رشته را میرساند . کاش …
۴/ توی این یک سال بیش از ۱۰۰ جلد کتاب از کتابخانه دانشکده کارآفرینی امانت گرفتم . هر بار من اولین نفر بودم که این کتاب را میگرفتم . چرا !؟ چون کتابهایی که من دوست دارم و علاقه ، کتابهایی غیر درسی و متفرقه مربوط به کسب و کار و موفقیت هست و کتابی نیست که ازش توی امتحان و درس بشه استفاده کرد ولی در عوض مطالب خوبی دارند برای کارآفرینان واقعی و علاقمند . حالا چرا من همیشه اولین و به احتمال زیاد تنها فردی بودم که اینطور کتابها رو گرفتم ؟ چون بقیه دوستان فقط در فکر نمره گرفتن هستند و کسانی اند که در عمرشان یک کتاب غیر درسی ندیده اند و نخوانده اند متاسفانه ! حالا اینها وقتی درسشان تمام شد چند سال یکبار کتاب در دستشان خواهند گرفت خدا میداند ! عجب بدبختیم ما که اینگونه کارآفرینانی را تربیت میکنیم . در حالی که هر فردی در هر سمت و شغلی باشد باید لااقل هفته ای یک کتاب بخواند تا به روز باشد و حرفی برای گفتن داشته باشد !
۵/ هفته پیش پس از مشکلاتی که بسبب دوری از خانواده و بچه هایم داشتم وب کمی برای منزل گرفتم و جای شما خالی با ترکیب چند برنامه چت اینترنتی مثل یاهو مسنجر و میبو و اسکای پی توانستیم یک چت صوتی و تصویری و متنی آنلاین حسابی و چند ساعته با خانم بچه ها داشته باشیم . البته بگذریم از اینکه با این سرعت مثلا بالای اینجا و آنجا ، تا یک تصویر به طرف دوم برسد شاید چند دقیقه طول میکشید ! ولی خوب بد نبود و کمی از دوری ما کاست و از این به بعد تکرار خواهد شد .
۶/ چرا نباید به منی که در مقطع ارشد کارآفرینی درس تمام میکنم برگه ای بدهند که بتوانم کارآفرینی تدریس کنم ! آنوقت این دو سال ارشد در مقابل یک دوره ۷۲ ساعته که به طور آزاد برگزار میشود ارزشی ندارد و این افراد میتوانند تدریس بکنند و ما نمیتوانیم ! خیلی عجیب و زشت است این مسئله . در حالی که به نظر من هیچ فردی صرفا با آموزش و بدون اینکه وارد کسب و کار شود خودش ، نمیتواند آموزش دهنده کارآفرینی باشد . قبلا یکبار فقط یک جلسه در یکی از همین دوره های مثلا رایگان آموزش کارآفرینی که خیلی جاها برگزار میشه نشستم ( قبل از قبولی و ورود به این دانشکده ) و فقط همین یک جلسه شد و ادامه ندادم چون دیدم فردی که عنوان مربی را دارد ، دارد از روی یک جزوه کپی شده از یکجای دیگر تدریس و تقریبا روخوانی میکند و من وقتی ازش در مورد یک کلمه مرسوم در کارآفرینی پرسیدم دیدم که الکی پیچاند و اصلا این کلمه را نشنیده بود نمیدانست ! و …. خودتان حدس بزنید اوضاع کارآفرینان تربیت شده توسط این افراد را .
۷/ از خیر ادامه تحصیل گذشتم . این مدت آنقدر از دوستانی که در حال تحصیل یا اتمام و یا در مرحله دفاع دکترا هستند در رشته ها و دانشگاههای مختلف بد شنیدم در مورد نوع رفتار و تدریس و ارزش دهی و تز نویسی و دفاع از آن و ارزش مدرک و … که مطمئنا از ادامه تحصیل دکترا ( البته فقط در ایران ) گذشتم و انشا ا.. اگر عمری باشد و توانی ، این کار را در یک کشور خارجی انجام خواهم داد . آنقدر مسخره شده وضع دکترا خواندن در ایران که به نظر من اینکه آدم ۵ سال از عمرش را اینگونه هدر بدهد واقعا بی انصافی است . شما هم حواستان باشد و زود تصمیم نگیرید .
۸/ هفته پیش برای گرفتن چند مقاله از یک سایت علمی رفتم به دانشگاه تبریز ( که خودشان را بواسطه قرار گرفتن در جمع ۱۰ دانشگاه برتر کشور حسابی تحویل گرفته اند این روزها ! ) با قرار با یکی از اساتید قبلی خودم رفتم یکی از دانشکده های نوساز این دانشگاه مادر ! باور کنید وقتی نوع میز و صندلی اساتید را در اطاقشان دیدم و بعد با کامپیوتر عهد بوق آنها با ماوس بدون اسکرول و مونیتور … نشستم مثلا به یک سایت علمی وصل شوم ! دیدم که تقریبا در هیچ سایت علمی معتبر معروف عضو نیست این دانشگاه ! حالا دیگه داشتن اینترنت وایرلس پیشکش ! آنوقت وقتی این را با وضعیت دانشکده خودمان مقایسه کردم دیدم تفاوت از زمین تا آسمان هست . حالا حساب کنید اوضاع سایر دانشگاههای درپیت دیگر را ! خجالت کشیدم حسابی و افسوس و البته قدر موقعیت فعلی خودمان را بیشتر دانستم . انصافا امکانات دانشگاه تهران اصلا قابل مقایسه نیست . تازه قراره توی ساختمانهای خوابگاه کوی دانشگاه تهران هم اینترنت بیسیم داشته باشیم و مقدماتش را دارند آماده میکنند که اگر درست شود که دیگر نور علی نور میشود . آنوقت ….
۹/ خسته شدم . ساعت ۳ بعد از ظهر امروز آخرین امتحانمان را داریم و بعدش بعد از ۶ روز برمیگردم شهرمان و تا دو هفته حداقل نخواهم برگشت !
۱۰/ مرسی و موفق باشید . نظرتان برایم جالب خواهد بود در مورد مطالب بالا .
۱۴م بهمن ۱۳۸۷ در ساعت ۶:۲۷ ب.ظ
سلام
با بعضی از مطالبت خیلی موافقم مثلا اینکه اصلا استاد خودش نمی دونه چی به چیه آنوقت ۱۵ جلسه ۹۰ دقیقه ای درس میده
بگذریم آقا من سرفصل دوره کارشناسی کارآفرینی را می خواهم اگر در اختیار دارید ممنون میشم
ضمنا در آینده میتوانیم بیشتر در زمینه کار آفرینی(!) طراحی و پیاده سازی کسب وکار و این داستانها با هم همکاری کنیم .
می دانی همکار مخفف چه جمله ای است. همکار یعنی هرگز مکن کار
منتظر پاسخ و در صورت امکان دریافت سرفصل دوره کارشناسی کار آفرینی هستم.
۱۴م بهمن ۱۳۸۷ در ساعت ۹:۰۲ ب.ظ
دوست عزیز جعفری :
سرفصل دوره کارشناسی ارشد را اگر میخواستی داشتم و در وبلاگ قبلی من در آدرس زیر برای دانلود گذاشتم :
http://www.karafariny-ma.blogfa.com/post-29.aspx
ضمن آنکه من سایت اصلی سرفصلهای آموزش عالی ایران را هم گشتم ولی نبود !:
http://motaleat.sanjesh.org/index.php?option=com_content&task=view&id=31&Itemid=27
ببخشید و موفق باشید . منتظر هم کاری ! با شما هم هستم طبق تعریف خودتان !