حضور و غیاب بچه گانه و اوضاع دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران
جامعه ايراني, درد دل, من و كارآفريني ۴م اسفند ۱۳۸۷این هفته دومین هفته از شروع ترم سوم ما و ترم سوم دانشکده کارآفرینی در کل عمرش هست ! باز هم ترم شروع شد و دغدغه سرو کله زدن با قوانین و اساتید عجیب و دیدن و تحمل کردن برخی رفتارهای عجیب تر . این ترم سه را هم اگر بتوانم تحمل کنم و شاهکار کردم . آخر آدمی مثل من با افکار خاصی که دارد اینگونه مسائل را به زور میتواند تحمل کند .
خیلیها به من میگویند که : آخه آبت نبود نونت نبود ، کارآفرینی خواندنت چی بود!؟!؟
حق هم دارند و خودم هم نمیدانم چرا من با داشتن یک کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی این همه دردسر را به جان خریده ام و آمده ام دوباره ارشد می خوانم آنهم در این دانشکده ای که به جز برخی چیزهای ظاهری ، هیچ نشانی از دانشگاه کارآفرین بودن ندارد و همش تکرار مکررات و کارهای اشتباه قدیمیهاست و خیلی کم نوآوری و ابداع آموزشی در آن دیده میشود .
آخر در کجای دنیا استاد با ۵ دقیقه تاخیر یک دانشجو و بدون بیان روال از قبل و به یکباره از خود قانون میدهد که شما غایب محسوب شدید و دو بار دیگر هم غیبت کنید نمره درستان نیم خواهد شد ! آنهم استادی که در دیر آمدن و زود رفتن شهره است و البته در سختگیریهای بیمورد و تهدیدهای الکی استاد !
اگر استاد خوب باشد و مورد احترام دانشجو ، اصلا نیازی به حضور و غیاب ندارد و اینها مال بچه دوره راهنمایی و دبیرستان است . همین الانش هم اساتیدی داریم که بدون هیچ تهدید و ارعابی ، همه دانشجویان مشتاقانه سر کلاسش حاضر میشوند و اصلا جای سوزن انداختن هم نیست و آن وقت کلاسهایی هم داریم که انتخابشان از روی اجبار بوده ، تا حدی که یک درس اختیاری را بعنوان درس اجباری به ما قالب کردند و آنهم فقط باید با فلان استاد گرفته شود !
در همه جای دنیا اینگونه است که اساتید خوب هیچ حضور و غیابی نمی کنند و دانشجویان خود همیشه حاضرند ، این را در دوره لیسانس هم تجربه کرده بودیم در ۱۵ سال پیش ، اساتیدی که طرفدار کم دارند با حضور و غیات و تهدید دانشجو را به کار میکند تا رونق داشته باشد کارشان !
حالا اگر دانشجویی توی ترافیک گیر کند یا مثل من که از شهرستان میاید خدای نکرده دچار ۵ دقیقه تاخیر شود چه گناهی کرده که مستوجب این عاقبت باشد ؟ شما قضاوت کنید .
دانشگاهی که دانشجوی ارشدش در سایت کامپیوتر اوقات را به چت کردن بگذراند و یا در وسط کلاس از امکانات سو استفاده کند و در حین تدریس استاد با اینترنت بیسیم مشغول چت کردن باشد یا از آن بدتر ، در وسط کلاس درس با موبایل تلویزیون دار به تماشای مسابقه فوتبال بپردازد !!! آنوقت به فردی مثل من هم که با این همه مصیبت و این علاقه قبلی و قلبی ( که دارد تبدیل به نفرت میشود با این رفتارهای ناصواب ! ) سر کلاس میایم اینگونه بی احترامی و توهین شود ، این کجای انصاف است و دانشگاه کارآفرین بودن !
نمیدانم این ۴ ماه مانده را چگونه به پایان خواهم رساند هر چند من همه گونه سختی را کشیدم و دم بر نیاوردم و این هم خواهد گذشت و البته روسیاهی به … ماند .
البته بگذریم از رییس نمونه و با وجدان و عالی دانشکده ، جناب آقای دکتر رضوی که انصافا بینظیر است و حیف که کم دیده میشود و حیف که در خود دانشکده هیچ کلاسی نمیگیرد . و نیز اساتیدی که همیشه در اختیار دانشجو هستند و خوش خلق و با کلی طرفدار هم از نظر درسی و هم از نظر انسانی ، از این نظر مستثنا هستند و ثواب و جواب کارشان را در احترام دانشجو و عزت دنیا و آخرت خواهند دید .
حیف که برخیها متاسفانه جوگیر شدهاند و همه چیز را در بدخلقی و سخت گیری میبینند و البته خودشان هم میدانند که هیچ طرفداری ندارند و بزرگتر از آن ، حتما میدانند که این موقعیتی که دارند بالاخره روزی از ایشان گرفته خواهد شد و آنوقت است که کوهی از انسانهای ناراضی و قلب شکسته در پس خواهند گذاشت که حتما روزی آه این افراد ایشان را خواهد گرفت و نتیجهاش را خواهند دید . همه چیز که فقط دانشکده و استادی و مدیریت و امروز و فردا نیست . هیچ کاری در این دنیا بیجواب نمیماند .
شما قضاوت کنید . هر چند ….
۸م اسفند ۱۳۸۷ در ساعت ۱۰:۰۶ ب.ظ
ای آقا. چقدر بدبینی! یه کم خوش بینی و دیدن نیمه پر لیوان هم خوبه! به نظرم شما هیچ وقت کارآفرین موفقی نمیشی اگر همش بدیها رو ببینی. کارآفرین ها چشم انداز روشنی دارند و اینقدر رو مسائل منفی تمرکز نمی کنند بلکه اونها را به عنوان راهنما نگاه می کنند. حضور منظم در کلاس مگه بده؟
۸م اسفند ۱۳۸۷ در ساعت ۱۰:۳۷ ب.ظ
حسین عزیز :
من بدبین نیستم . واقع بین هستم و آینده نگر .
اینکه کارآفرین خوبی میشم یا نه ؟ این هم در آینده معلوم خواهد شد و خواهیم دید . البته باز بستگی دارد که کارآفرینی را چی بدانیم ! من همین الان کلی ایده جالب و اکثرا اینترنتی دارم که هر کدام کلی ثمر خواهد داشت ولی فعلا نگه داشته ام تا این ترم آخر را هم به سلامتی تمام کنم تا بعد یک یک آنها را اجرا کنم .
حضور منظم در کلاس بد نیست ولی استادی که خودش همیشه حداقل ۲۰ دقیقه تاخیر دارد و همیشه یک ربع زود میرود نباید با یکبار تاخیر ۵ دقیقهای آبروی دانشجو را ببرد ! درسته یا نه ؟
چیزهایی هم که من گفتهام همیشه بد نیستند . فقط کافیه همین وبلاگ رو یکبار مرور کنید تا از نکات مثبت دانشکده هم نوشته هایم را ببینید .
در مورد وضعیت دانشجویان سر کلاس هم خودتان قضاوت کنید که آیا این رفتارها سزاوار این محیط هست یا نه ؟!
حقیقت همیشه تلخ است …
چیزهایی هم که در این مطلب گفتم عین واقعیت است و شما میتوانید در هر دانشگاه و هر رشته ای نمونه اش را پپدا کنید .