این هفته دومین هفته از شروع ترم سوم ما و ترم سوم دانشکده کارآفرینی در کل عمرش هست ! باز هم ترم شروع شد و دغدغه سرو کله زدن با قوانین و اساتید عجیب و دیدن و تحمل کردن برخی رفتارهای عجیب تر . این ترم سه را هم اگر بتوانم تحمل کنم و شاهکار کردم . آخر آدمی مثل من با افکار خاصی که دارد اینگونه مسائل را به زور میتواند تحمل کند .

خیلیها به من می‌گویند که : آخه آبت نبود نونت نبود ، کارآفرینی خواندنت چی بود‌!؟!؟        

حق هم دارند و خودم هم نمیدانم چرا من با داشتن یک کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی این همه دردسر را به جان خریده ام و آمده ام دوباره ارشد می خوانم آنهم در این دانشکده ای که به جز برخی چیزهای ظاهری ، هیچ نشانی از دانشگاه کارآفرین بودن ندارد و همش تکرار مکررات و کارهای اشتباه قدیمیهاست و خیلی کم نوآوری و ابداع آموزشی در آن دیده می‌شود .

آخر در کجای دنیا استاد با ۵ دقیقه تاخیر یک دانشجو و بدون بیان روال از قبل و به یکباره از خود قانون می‌دهد که شما غایب محسوب شدید و دو بار دیگر هم غیبت کنید نمره درستان نیم خواهد شد !‌ آنهم استادی که در دیر آمدن و زود رفتن شهره است و البته در سختگیریهای بیمورد و تهدیدهای الکی استاد !‌

اگر استاد خوب باشد و مورد احترام دانشجو ، اصلا نیازی به حضور و غیاب ندارد و اینها مال بچه دوره راهنمایی و دبیرستان است . همین الانش هم اساتیدی داریم که بدون هیچ تهدید و ارعابی ، همه دانشجویان مشتاقانه سر کلاسش حاضر میشوند و اصلا جای سوزن انداختن هم نیست و آن وقت کلاسهایی هم داریم که انتخابشان از روی اجبار بوده ، تا حدی که یک درس اختیاری را بعنوان درس اجباری به ما قالب کردند و آنهم فقط باید با فلان استاد گرفته شود !‌

در همه جای دنیا اینگونه است که اساتید خوب هیچ حضور و غیابی نمی کنند و دانشجویان خود همیشه حاضرند ، این را در دوره لیسانس هم تجربه کرده بودیم در ۱۵ سال پیش ، اساتیدی که طرفدار کم دارند با حضور و غیات و تهدید دانشجو را به کار می‌کند تا رونق داشته باشد کارشان !‌

حالا اگر دانشجویی توی ترافیک گیر کند یا مثل من که از شهرستان می‌اید خدای نکرده دچار ۵ دقیقه تاخیر شود چه گناهی کرده که مستوجب این عاقبت باشد ؟ شما قضاوت کنید .

دانشگاهی که دانشجوی ارشدش در سایت کامپیوتر اوقات را به چت کردن بگذراند و یا در وسط کلاس از امکانات سو استفاده کند و در حین تدریس استاد با اینترنت بیسیم مشغول چت کردن باشد یا از آن بدتر ، در وسط کلاس درس با موبایل تلویزیون دار به تماشای مسابقه فوتبال بپردازد !!! آنوقت به فردی مثل من هم که با این همه مصیبت و این علاقه قبلی و قلبی ( که دارد تبدیل به نفرت میشود با این رفتارهای ناصواب ! ‌) سر کلاس می‌ایم اینگونه بی احترامی و توهین شود ، این کجای انصاف است و دانشگاه کارآفرین بودن !

نمیدانم این ۴ ماه مانده را چگونه به پایان خواهم رساند هر چند من همه گونه سختی را کشیدم و دم بر نیاوردم و این هم خواهد گذشت و البته روسیاهی به … ماند .

البته بگذریم از رییس نمونه و با وجدان و عالی دانشکده ، جناب آقای دکتر رضوی که انصافا بینظیر است و حیف که کم دیده میشود و حیف که در خود دانشکده هیچ کلاسی نمیگیرد . و نیز اساتیدی که همیشه در اختیار دانشجو هستند و خوش خلق و با کلی طرفدار هم از نظر درسی و هم از نظر انسانی ، از این نظر مستثنا هستند و ثواب و جواب کارشان را در احترام دانشجو و عزت دنیا و آخرت خواهند دید .

حیف که برخیها متاسفانه جوگیر شده‌اند و همه چیز را در بدخلقی و سخت گیری می‌بینند و البته خودشان هم می‌دانند که هیچ طرفداری ندارند و بزرگتر از آن ، حتما میدانند که این موقعیتی که دارند بالاخره روزی از ایشان گرفته خواهد شد و آنوقت است که کوهی از انسانهای ناراضی و قلب شکسته در پس خواهند گذاشت که حتما روزی آه این افراد ایشان را خواهد گرفت و نتیجه‌اش را خواهند دید . همه چیز که فقط دانشکده و استادی و مدیریت و امروز و فردا نیست . هیچ کاری در این دنیا بی‌جواب نمی‌ماند .

شما قضاوت کنید . هر چند ….

  • Share/Bookmark