دیروز عصر  و طبق اعلام از یکهفته قبل با حضور دکتر یدالهی جلسه‌ای در محوطه سرسبز دانشکده کارآفرینی تشکیل شده بود در مورد مسائل پایان نامه و مشکلات آموزشی دانشکده . حدود ۲ ساعتی من و تقریبا ۱۰-۱۲ نفر از دوستان علاقمند در این جلسه بودیم و با دکتر بحث داشتیم . همزمان بقیه دانشجویان مثلا کارآفرینی و متاسفانه آنهم ارشد کارآفرینی - از آن نوعی که با غرورشان حتی دانشجویان کارشناسی را هم تحمل ندارند ! - ،‌ کمی آنسوتر به صحبتهای روزمره و بی‌نتیجه خودشان مشغول بودند و انگار نه انگار که آنها هم مثلا قرار است پایان نامه بنویسند و دانشجوی این دانشکده هستند !         

توی جلسه هم برخی مسائل مطرح شد و من متعجب شدم از اینکه هیچ یک از دوستان عجله ای برای تمام کردن درس خود ندارند و نمیدانند که در این دوره و زمانه ، هر روزی که کارشان دیر تمام شود از کلی امتبازات و موقعیتها باز خواهند ماند . در مورد نمره هم که برخی دوستان به نمرات ۲۰ خود افتخار میکردند باید عرض کنم که به هیچ وجه نمره بیانگر توانایی یک دانشجو و ناتوانی دیگری نیست و اتفاقا به نظر من گرفتن نمرات ۲۰ یا ۱۹/۵ پی در پی در دوره ارشد و آنهم نه یک نفر و دو نفر در یک کلاس … ! نشان از عدم درست بودن واقعی نتایج و عدم سنجش مناسب استاد مربوطه دارد .

و من باز میگویم که حتی اگر قرار باشد دکترای کارآفرینی هم بخوانی ، اگر نتوانی یک کار عملی را اداره کنی و همش سرت لای کتاب و مقاله باشد ، شاید اسم و رسمی هم کسب کنی ولی به نظر من انتخابت از اول اشتباه بوده که این رشته را تحمل کردی . کاش برسد روزی که به قول دکتر یدالهی برای ورود به دوره ارشد هم ارائه پروپزوال اولیه لازم شود تا آنوقت فقط کسانی وارد این رشته شوند که واقعا حرفی برای گفتن دارند و علاقه ای و نه اینکه این رشته را با رشته تاریخ و جغرافی اشتباه بگیرند !

مخصوصا در این رشته کارآفرینی اگر واقعا دانشجو به این رشته علاقه نداشته باشد ( که متاسفانه من به عینه بین دوستان خودم میبینم که شاید تعداد علاقمندان واقعی به ۵% هم نرسد ! ) به هیچ عنوان با این نمرات در ظاهر عالی ! نمیتواند آینده کارآفرینانه ای داشته باشد مگر آنکه بخواهد با تملق و … نتیجه بگیرد و محبوب برخیها شود !

متاسفانه این دوستان اغلب مجردند و اغلب پسران هم هنوز سربازی نرفته اند و هنوز نمیدانند مفهوم واقعی زندگی و آینده ای که قرار است در آن احتمالا تشکیل زندگی دهند و خانواده دار شوند و در جامعه نقشی ایفا کنند ، این لوس بازیهای روزمره نیست و باید کمی دوراندیشانه تر به جریانات بنگرند و رفتار نمایند . کسانی که احتمالا امروز به این حرفها بخندند ( که ۱۰۰% جزو افراد فوق هستند ) مطمئن باشند روزی به حقانیت من پی خواهند برد و امیدوارم دیر نشود .

البته این حرفها صرفا برای دانشجویان کارآفرینی نیست و شامل بقیه رشته ها و افراد آنها هم میشود که کمی به آینده بیاندیشند و در کارهای روزمره و بیهدف خودشان را گم نکنند . اینها حرفهای یک دانشجویی است که حدود ۱۰ سالی از بقیه دوستانش بزرگتر است از نظر سنی و تجاربی در جامعه داشته که اکثر دوستانش نداشته اند و دلش برای این دوستانش و آینده‌شان میسوزد .اگر نظر موافق یا مخالفی دارید بفرمایید تا هر دو روشنتر شویم .