همین . بالاخره بعد از یکسال و چند ماه و حدود ۵۰ بار سفر هفتگی به تهران آنهم با اتوبوس و تحمل سختی و دردسر فراوان همراه با هزینه های زیاد و دوری از خانواده و بچه های نازنینم ، دیروز دوشنبه ۱۱ خرداد ۸۸ کلاسهای من در دانشکده کارآفرینی به اتمام رسید و ماند فقط پایان نامه که مطمئنا دیگر نیازی به این همه دردسر رفت و آمد ندارد . این در حالی است که من به دلیل رشته لیسانس غیر مدیریت ( میدانستید که لیسانس من فیزیک اتمی بوده از دانشگاه تبریز به سال ۱۳۷۶ ) ، کلی هم درس و واحد جبرانی و پیش نیاز را به اجبار گذراندم ! تازه اگر بدانید موضوع پایان نامه من چیست آنوقت میدانید که اینهمه دردسر را برای چه کشیدم و چه نتیجه ای از این رشته میخواهم بگیرم .     

در حالی که از دوستان من و کسانی که مثل من درسهایشان تمام شده است کمتر کسی است که به فکر پایان‌نامه باشد و آنهایی هم که کاری کردند موضوعشان رد شده است به دلیل آنکه به قول دکتر یدالهی موضوعات بیمزه و غیرکارآفرینانه انتخاب کرده بوده اند ! موضوع انتخابی من که شاید سالهاست به دنبالش بوده ام موافقت اولیه دکتر یدالهی را جلب کرده و بعد از دردسر امتحانات پایان این ترم و تکالیف فراوان مرتبط ، شروع جدی خواهم داشت روی کار آن .

البته این بار هم اینطوری که پیداست من باید در بین کل دانشجویان دانشکده اولین نفر باشم که این راه را طی میکند و دردسرهای اول بودن را بکشم و راه را برای بقیه باز کنم . مثل تمام مقاطع زندگی ام که راهگشای بقیه بوده ام و همه آزمایشات و تجارب اول را من تحمل کرده ام !

عجالتا بدانید که موضوع پایان نامه بنده چیزی تو مایه های کار از راه دور است . یعنی اینکه چکار میتوان کرد تا کارهای معمول و روزمره فعلی را از راه دور انجام داد و از هزینه و دردسرهای فعلی کاست و در عین حال به اشتغال افراد گمنام و با استعداد در گوشه و کنار کشور کمک کرد . البته به همین سادگی ها هم نیست و کلی باید رویش کار کنم . ولی میدانم و پس از کلی بررسی و یافتن تمام مقالات و مطالب فارسی موجود در این زمینه در ایران ( که شاید کل تعدادشان به ۳۰ مورد هم نرسد ) و صدها مقاله و کتاب لاتین ، این موضوع نتیجه درخشانی برای کشور خواهد داشت و پیشرو خواهد بود در این سطح از کار .

دعا کنید تا روزی برسد که خبر دفاع از پایان نامه را بدهم که آنموقع خیالم راحت تر میشود و میتوانم به سایر ایده های کاری خودم برسم .

  • Share/Bookmark