نویسندگی یا کارآفرینی یا … کارآفرینی با نویسندگی
آموزش, اينترنت, جامعه ايراني, درد دل, من و كارآفريني ۸م مرداد ۱۳۸۸ساعتی پیش یکی از خوانندگان قدیمی کتابهایم از اهواز تماس گرفته بود . جناب آقای عموری که الان نزدیک ۵ سال است با تماسهای گهگاه با ایشان در ارتباط بوده ایم . بهتره بدانید ایشان سنی ازشان گذشته ( در دهه ۶۰ عمر هستند ) ولی با این حال بسیار مشتاق و جوانتر از جوانهای امروزی در پی یادگیری هستند و با اینکه مشکلات جسمی زیادی دارند و با آن هوای گرم و آلوده این روزهای اهواز هنوز در پی یادگیری هستند و از من بعد از کلی درد دل باز هم خواستند که در پی نوشتن باشم و به قول ایشان حتی اگر بازنشسته هم شدم چون قلم خوبی دارم باید ادامه دهم به نوشتن !
این خواست بسیاری از خوانندکان کتابهای بنده است که همواره با تلفن و ایمیل و نامه از نوشتن کتابهای جدید توسط من استقبال می کنند . حالا موندم توی چند راهی !
از طرفی خودم دوست دارم که کارآفرینی کنم ( البته اگر بتوان در ایران در این راه به شوق خود خواهی زد قدم ! ) ولی این خواستنها و نیز علاقه خودم برای نوشتن نمیگذارد از نوشتن دست بردارم . دنبال راهی هستم تا با ترکیب نوشتن و آموزش به سبک خاص خودم با کارآفرینی و اینترنت و روشهای نو ، یک چیز ملغمه و کشکولی کشف کنم که به همه این چیزها با هم بتوان رسید !
اگر ایده و نظر خاصی به ذهنتان میرسد بنده را راهنمایی کنید . چطور میتوان با نویسندگی کارآفرینی کرد ؟!؟
راستی یک چیز جالب هم در مورد آخرین کتاب خودم . پارسال دقیقا این موقعها بود که کتاب کوچکی نوشتم بعنوان چت برای همه . این کتاب نزدیک یک سال دنبال مجوز برای چاپ بود ! تازه هفته پیش و بعد از کلی پیگیری و دوندگی ، کاشف بعمل آمد که اداره محترم ارشاد تهران این کتاب را گم کرده است و یعد از این همه مدت ( که باعث شد اصلا محتوای کتاب تا حدودی از رده خارج شود !!! ) تازه فرمودند یک پرینت جدید ببریم برایشان تا مجددا برای چاپ آن نظر بدهند ! جالبه نه ؟ برای همین مجبور شدم این کتاب را مجدد و قبل از چاپ اول بعد از یکسال انتظار ویرایش کنم ! این هم از مزیتهای کارآفرینی با نویسندگی در ایران …..
دیدگاههای تازه