داستان من و موفقیت و معرفی سمینارهای آتی من
جامعه ايراني, درد دل, سرگذشت من, متفرقه, من و كارآفريني, موفقيت ۲۵م مرداد ۱۳۸۸من خودم را موفق میدانم . شما چطور ؟ نظر شما درمورد تواناییها و تجربیات و موفق بودن خودتان چیست؟
این سوال را برای این پرسیدم که عرض کنم موفقیت برای همه قابل دستیابی است ولی دیر و زود دارد و کم و زیاد ! موفقیت برای همه ممکن است ولی زحمت دارد و زمان میبرد و به همین سادگی نیست .
این بار برای اینکه برای برخی از دوستان و خوانندگان عزیز ثابت شود این وبلاگ همیشه هم گله نمیکند و حرفهای مثبت هم دارد ! میخواهم از موفقیت برایتان بگویم . نمیدانم گفتم یا نه که من در منزل کتابخانه ای نسبتا بزرگ با هزاران جلد کتاب که بیشتر در زمینه های روانشناسی ، موفقیت ، مدیریت و کامپیوتر هستند دارم . در زمینه موفقیت شاید بیش از ۵۰۰ جلد کتاب متنوع دارم و خیلی وقت بود که از خریدن کتاب در این زمینه خودداری میکردم !
دلیلش هم این بود که هر کتاب جدیدی که میخریدم به نوعی مطالبش برایم تکراری بود و آخر کتاب را خودم خیلی راحت میتوانستم حدس بزنم ! بنابراین توبه کرده بودم کتابی در این زمینه بخرم . اما این توبه را چند روز پیش شکستم و کتاب نسبتا حجیم با قیمت حدود ۱۰ هزار تومان ! در این زمینه خریدم از جک کنفیلد که اسمش را احتمالا شنیده اید : مبانی موفقیت
مطالعه این کتاب بار دیگر قدرت نهفته مرا به یادم آورد . وقتی دیروز در روزنامه همشهری یک آگهی دیدم در مورد یک جوان سخنران ۲۹ ساله - ۵ سال کوچکتر از من ! که فقط یک کتاب نوشته که مقدمه اش را از سایت خانه کتاب دانلود کردم و فهمیدم ایشان فقط شاید ۲-۳ سال است که در این وادی موفقیت قدم گذاشتند ! و با داشتن یک کتاب ۲۴۰ صفحه ای که به چاپ دوم رسیده است ! ادعای داشتن کتاب پرفروش میکنند - بار دیگر دلم به حال توانایی های خودم سوخت ! و یادم آمد که من از مدتها قبل دوست داشتم و این توان و تجربه و مهارت را داشته ام که خودم در این زمینه سخنرانی کنم آن هم با سبک و سیاقی که مطمئنم با بقیه زمین تا آسمان متفاوت است …
راستش اینکه من در این وبلاگ این همه از برخی مطالب و خصوصا اوضاع دانشکده کارآفرینی گله کردم و شاید این به نظر برخی دوستان محترم ناامیدی و منفینگری آمد باید عرض کنم دلیل این همه اعتراض و به ظاهر منفی نگری این نبوده که من در این افکار هستم . اتفاقا من در زمینه موفقیت و مطالعه درباره آن و تجربیات فراوان در این زمینه با مدارک مستند میتوانم ثابت کنم که تقریبا بیست سال بله ۲۰ سال سابقه دارم . مستند و با هزاران برگ سند قابل ارائه و خاطرات ایرانی و قابل باور .
و این تجربیات و مطالعات را نگه داشته ام و کم کم زمان ارائه آنها فرا میرسد . آن هم نه مطالبی تکراری و شعاربافیهایی که به درد خارجیها میخورد یا به درد از مابهتران ! من خودم زجر کشیدم آن هم هر جورش را که فکر کنید و گفتم که خودم را موفق میدانم و مطمئنم بزودی نتیجه این همه زحمات خودم را خواهم دید . منتها چون خیلی خونسرد هستم و دوست ندارم مثل برخیها الکی دیگران را بفریبم و بشوم سخنران و مرد موفقیت …. ! تاکنون صبر کردم و نگه داشتم . ولی دیگر زمانش فرا رسیده است . بزودی شاهد کارهای نو و بدیع بنده خواهید بود .
من از دانشکده کارآفرینی گله کردم چون علیرغم علاقه فراوانم به کارآفرینی ، این دانشکده و ورود من به آن باعث شد آنطور که فکر میکردم نتیجه نگیرم و این باعث شد حضور و ادامه تحصیل من در این دانشکده به نوعی اجباری شود و از آنجایی که حیفم میآمد فرصت قبول شدنم در این رشته و مقطع و دانشگاه را که در سن ۳۲ سالگی و پس از زحمات زیاد کسب کرده بودم را به سادگی از دست ندهم این مدت را تحمل کردم و اعتراضات و پیشنهاداتم را بیان کردم و مطمئنم در سالهای بعد این پیشنهادهای من عملی خواهد شد و بقیه از بهرهمند خواهند گردید .
بزودی درس خواندن من تمام میشود و خیالم که از آن راحت شد آنوقت با سمینارهایی در زمینه موفقیت در زندگی و تحصیل و کسب و کار نشان خواهم داد که دنیا دست کیست . من مثل برخیها نیستم که با خواندن یک یا چند کتاب ادعای سخنران بودن دارند و با استفاده از سادگی مردم و صحبتهای فریبنده میشوند فلانی ! من این بار تخصص این کارها را دارم و با داشتن دو فوق لیسانس در زمینه مدیریت اجرایی و کسب و کار و نوشتن دهها کتاب چاپ شده و در حال تالیف و ۲۰ سال سابقه مطالعه هزاران کتاب - هم در دوران دانشگاه چه لیسانس و چه ارشد و هم در دوران سربازی و حتی دوره آموزشی که در سال ۱۳۷۷ در شهمیرزاد سمنان بودیم من به آقای مطالعه معروف بودم و همه کتابداران بنده را میشناختند و سند زنده اش هم کتابداران دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران که میدانند من چقدر در مطالعه کتابهای غیر درسی و موفقیت فعال بودهام - و تجارب فراوان در این زمینه ها حرفهایی دارم که متفاوتند و شعار نیستند و ایرانی هستند .
به یاری خدا بعد از اتمام امتحانات دانشگاه و برخی مقدمات دیگر از اوایل پاییز این سمینارها را شروع خواهم کرد . ضمن آنکه دوره ویژه و مخصوص و منحصربفردی در این زمینه در حال آماده سازی هستم که به صورت کارگاهی و در مقاطع مختلف اجرا خواهد شد و شرکت کنندگان در آن با ایده هایی جدید و روشی نو با موفقیت در زندگی و کسب و کار آشنا خواهند شد . ضمن آنکه کتابهایی خاص در این زمینه ها در ذهن دارم که به مرور آنها را کار خواهم کرد و خواهید دید .
دعایم کنید تا از دست این فوق لیسانس متاسفانه اجباری فعلی با موفقیت خلاص شوم تا آنوقت نشان دهیم من و شما که موفقیت یعنی چه و در ایران چگونه میتوان به جایی رسید و آنهم نه از طریق گرانفروشی و رانت خواری و نه از طریق فریبکاری و …. می بینیم .
به زودی از جزییات این دوره ها وسمینارها بیشتر خواهم نوشت و برنامه آنها را اعلام خواهم کرد . از دوستان هم اگر کسی علاقمند به همکاری در این زمینه ها بود - تهیه سالن و هماهنگی اجرا - اعلام کند تا با هم هماهنگی لازم را انجام دهیم .
** یک جیز داشتم یادم میرفت . میخواهم یک وبلاگ رو براتون معرفی کنم . وبلاگی که نویسنده اش یک پسر کوچولوی ۷ ساله است . این وبلاگ را نگاه کنید و نظرتان را برای نویسنده اش بگویید . جالبه
۲۷م مرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۴۵ ق.ظ
سلام. یه سوالی دارم! چرا نوشته های شما پر از ” من” هستش؟!
۲۷م مرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۳۷ ق.ظ
چون اینجا وبلاگ من است روی سایت من و نوشته های من و خاطرات من و نشانی از زندگی من نه کسی دیگر !
و این همه شادی و غم و خوب و بد آمده در این نوشته ها همه تجربه من هستند نه ما ! و نه شما …
اینکه به ما یاد دادهاند من من نکنیم خودش یک دلیل عقب افتادگی ما بوده است ! چرا نباید به کارهای خودمان افتخار کنیم یا از آنها با ناراحتی یاد کنیم اگر بد بوده است .
هر چه کنی به خود کنی . مسئول نیک و بد هر کسی خودش است نه دیگران و این باید بیان شود . من زیاد من میگویم چون خودم را فردی متفاوت - نه بهتر از دیگران بلکه متفاوت با دیگران - میدانم و به آن افتخار میکنم و روزی حقانیت من به همه دیگران ثابت خواهد شد .
ناراحت نباشید و شما هم تاجایی که میتوانید از گفتن من برای اعتماد به نفسی بخشیدن به خودتان استفاده کنید . ذکر من از غرور نیست و از اعتماد به نفس است .
اگر هم خواستید در حرفهای گذشتگانی که جامعه ما را اینطور سرشکسته بارآوردهاند بمانید و از خودتان و من درونیتان فاصله بگیرید . صلاح مملکت خویش خسروان دانند .
۲۷م مرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۵۴ ب.ظ
سلام اقای مهندس رضوی
از انجا که با اثار شما اشنا شده ام جنابعالی را فردی پرکار شناخته ام از کتابهایی در زمینه کامپیوتر خیلی بهره ها برده ام دست مریزاد
جناب رضوی من به شما افتخار می کنم و امیدوارم از حرفهای برخی ها ناراحت نشوید چون اگر من به جای شما بودم روزی هزار دفعه “من”می گفتم…
وبلاگ پسر کوچولوتان را خواندم خدا حفظش کند…
امیدوارم همیشه در کارهایتان موفق و سربلند باشید.
یا علی
۲۷م مرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۳:۲۵ ب.ظ
علی آقا لطف دارید . من هیچ گاه از حرف دیگران ناراحت نشده و نمیشوم . ارزش هر فرد به شخصیت اوست و با حرف دیگران کم و زیاد نمیشود .
موفق باشید
۲۹م مرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۰۵ ب.ظ
ادمی هر چه علم و فهمش زیاد میشه از منیتش کمتر میشه . افتاده تر میشه .
مثله همون درخت پر بار.
زود نتیجه نگیر فکر کن.
علت عقب ماندگی ما هم همین من گفتن هاست . تا یه کوچولو چیز یاد میگیریم فکر میکنیم کل راه و رفتیم و همه چیزو بلدیم.
اره اخوی اینه……..
۲۹م مرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۵۷ ب.ظ
Zero جان عزیز : اینکه من پاسخ من منانه به نظر قبلی دادم خواستم عرض کنم انسان نباید خیلی هم خودش و تواناییهای خودش را نادیده بگیرد و نامعقول شکسته نفسی کند ! اینکه ما را اینطوری ضعیف و مظلوم بار آوردهاند نتیجه همین حرفهای انگیزه کش و محکوم کننده است .
آنهایی که مرا از نزدیک میشناسند و برخورد کردند میدانند چقدر ساکت و کم ادعایم و در عین حال اگر لازم شود دانشم میتواند مقابل خیلی از آنهایی قرار گیرد که ادعایشان گوش فلک را کر کرده است .
یاد بگیریم خودمان را باور کنیم و در جایش مغرور هم باشیم و در جایش ساکت باشیم و حرفی نزنیم .
اگر آنچه من یاد گرفتم در این ۲۰ سال زندگی با کتاب و مطالعه و دانش ، یه کوچولو باشد آنوقت بسیاری از آنهایی که خیلی هم معروفند و خودشان را در اگهی هایشان علامه معرفی میکنند به اندازه ذره هم چیزی یاد نگرفتهاند !
البته من هیچ گاه دانش و توان خودم را به رخ کسی نکشیده ام و همیشه خودم را کم سواد میدانم و هر بار که وارد اینترنت میشوم با این نتیجه ارتباطم را قطع میکنم که هنوز چیزی بلد نیستم و سعی میکنم بیشتر یاد بگیرم .
ولی این را هم هر بار بیشتر مطمئن میشوم که در مقابل برخی افرادی که خصوصا در اینترنت با انواع و اقسام ادعاها و سایتهای مختلف خودشان را همه کاره نشان میدهند و میلیونها تومان از مردم ساده ما کلاهبرداری میکنند ، بسیار زیاد و بهتر بلدم ولی هیچ گاه نخواستم و نخواهم خواست به مردم این کشور دروغ بگویم و از آنها سوء استفاده کنم . کاری که هر کس کمی وارد باشد میفهمد از آنچه در اوضاع اینترنت این کشور میگذرد .
توصیه میکنم تا جایی که میتوانید از مطالب این وبلاگ بیشتر بخوانید تا با بنده بیتشر آشنا شوید و اخلاق مرا بهتر بشناسید .