قبلا گفته بودم از عدم علاقه ام به سریالهای دنباله دار و از علاقه‌ام به فیلمهای فانتزی . من معمولا فقط وقتی دارم غذا میخورم تلویزیون نگاه میکنم و اگر در آن زمان فیلمی یا سریالی باشد میبینم چون وقتم تلف نمیشود . البته بعضا همزمان روزنامه ای هم میخوانم و البته لذت هم میبرم و هر سه را هم میفهمم !عصری در سریال رمضان شبکه ۳ تو یه جایی از فیلم از وفاداری و دوستیهای قدیم صحبت بود و از اینکه دوستی در عین این که از دوستش طلب داشت و دور بود صرفا به خاطر اینکه دوستش را دوست میداشت از اینکه خواهر دوستش با یک پیرمرد ازدواج اجباری کند نگران بود و نهایت تلاش خودش را کرد تا نگذارد خواهر دوستش به این ازدواج تن دهد و بخاطر همین کار ۳ ماه هم زندان افتاد .کاری به قصه بودن و فانتزی بودن این ماجرا ندارم ولی آنچه همه میدانیم این است که در قدیم اینطور دوستی زیاد بود و مرام مردمان بیشتر از حالا بود . این یک نکته . و اما ….

نکته دوم اینکه ، من خیلی از دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران حرف زدم و همیشه از اساتید آن تعریف و از سیستم آموزشی آن گلایه داشتم . ولی این بار از برخی از اساتیدش گله دارم که واقعا حرمت استاد بودن را فراموش کرده اند . حالا این نکته را میخواهم به این ربط بدهم که :
من وقتی دو سال پیش در تبریز کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی میخواندم استادی داشتم به اسم جناب آقای دکتر فاریابی که تقریبا همسن و سال هستیم ولی خوب ایشان به موقع درسش را خوانده ولی من بدلایل مختلف و البته ناخواسته درس خواندنم به این سنم رسیده است !. این استاد عزیز با اینکه الان بیش از دو سال است آن دوره را تمام کردم هنوز زحمت مزاحمتهای مرا میکشد و هزاران بار ارزش دارد نسبت به برخی اساتید این دانشکده کارآفرینی که هنوز درس من تمام نشده ما را نمیشناسند و به تلفن ما هم جواب نمیدهند ! قبلا شاید گفتم که من بعد از دو ماه هنوز نتوانستم به استاد راهنمای خودم دسترسی داشته باشم و هیچ وقت دانشکده نیستند و جوابی هم به اس ام اس های من نمیدهند و ایمیلهای من هم بیجواب مانده است ! حالا دانشکده یکی دو تا از سایر تازه دکتر شده ها را معرفی کرده تا برای پایان نامه از آنها مشاوره بگیریم . پریروز زنگ زدم به یکی از این دکتران جوان و پرسیدم آیا میشود تلفنی به سوالات من جواب دهد یا نه ؟ با لحن مسخره کننده ای فرمودند : عزیز تلفنی که نمیشه باید پاشی بیای تهران و از قبل وقت بگیری تا شاید به سوالاتت پاسخ داده شود . البته لطف فرموده و نشانی ایمیلی دادند تا من پروپوزال اولیه ام را بفرستم ایشان بخوانند ولی بعد از ۳روز هنوز خبری از پاسخ کوتاه ایمیلی هم نیست و من به خاطر یک سوال و جواب نهایتا نیم ساعته باید از قبل وقت بگیرم و پاشم برم تهران ! آن هم برای پایان نامه ای که وظیفه استاد است مثلا راهنمایی کند نه اینکه در دو ماه نتوان پیدایش کرد .حالا این را ربط بدهید به آن استاد ارجمندی که اشاره کردم .

جناب آقای دکتر محمد فاریابی در عین حالی که در این دو سال بارها و هر بار ساعتها از وقت خود را به مشاوره و بحث دوستانه با بنده اختصاص دادند در حالی که میدانم وقت ایشان چقدر گرانبها است ، و پاسخ هر تلفن یا اس ام اس ای را با نهایت ادب داده‌اند دیروز که در محضرش بودم و موضوع پایان نامه را گفتم با یک راهنمایی خیلی مختصر کلی مرا راه انداختند و فرمودند هر وقت سوالی بود بپرسم تا مشکلی نماند . این از استادی که هیچ مسئولیتی در قبال دوره فعلی من ندارد و آن هم از اساتیدی که نیستند و وقتی هم هستند باید از قبل وقت بگیریم و تلفنی هم جواب نمیدهند و مثلا کمک راهنمای بنده هستند !
البته آقای دکتر فاریابی لطف بزرگ دیگری هم در حق بنده کردند و در زمانه ای که فامیل به فامیلش پول قرض نمیدهد و با توجه به معضل موقتی که من گیرش افتاده ام چکی مناسب دادند که در زمان دیگر میتوانم پس بدهم و این را در کمال ناراحتی میگویم که متاسفانه فامیل خود من این کار را نکردند و گفتند نداریم !‌ و من البته جبران خواهم کرد در حد خودم این لطف ایشان را و از خدا هم برای ایشان توفیق روزافزون میخواهم همانطور که در سن و سالی برابر با بنده در حال حاضر در استان آذربایجان از اساتید و مشاوران بنام مدیریت هستند و حقشان هم هست .
و یک نکته هم در باب سرویس دهی به مشتری . همانطور که مستحضر بودید سایت من یکی دو روز اخیر باز مشکل داشت و در نهایت با جروبحثی که با میزبان قبلی سایت پیدا کردیم مجبور شدم سرور مستقل بخرم و امیدوارم از این به بعد هم سرعت سایت بیشتر بشه هم از این دردسرها خلاص بشیم . غرض از ذکر این مسئله این است که متاسفانه هاست و میزبان قبلی که همشهری ما هم مثلا بود ! و از ابتدای فعالیت سایت رازدانش دقیقا از اول دی ۱۳۸۳ یعنی ۵ سال قبل با ایشان قرارداد میبستم و همواره هرچه گفته بودند پرداخت کرده بودم هرچند بسیار گرانتر از سایر هاستها حساب میکردند ولی در نهایت با بدترین  وضعیت ممکن قراردادمان را فسخ کردیم . ایشان برای اینکه من نتوانم تلفنی به ایشان زنگ بزنم تا کنون شماره تلفن ثابتشان را از من مخفی کرده بودند و همواره میگفتند تلفن ثابت نداریم در حالی که تازه فهمیدم یک خط بسیار رند هم دارند و همه اینها برای عدم پاسخگویی به بنده بوده است . مطمئنا ایشان با این رفتار نه تنها یک مشتری خوب مثل بنده را از دست دادند مطمئننم به تدریج سایر مشتریانشان هم فرار خواهند کرد و این یعنی آغاز سقوط برای یک کسب و کار . کسب وکاری که از پاسخ دهی به مشتری فراری باشد و همه اشکالات را تقصیر مشتری بیندازد عاقبتی جز شکست ندارد .

دوستان خواننده کتابهای بنده میدانند که من به نوبه خودم همیشه در پاسخ دادن به تلفنها و ایمیلها و اس ام اس های دوستان برای پاسخگویی به سوالات کامپیوتری شان نهایت تلاشم را میکنم و خیلی کم پیش می آید که کسی از دست من ناراحت و بدون نتیجه برود - مگر اینکه در SMSسوالی بپرسد که پاسخش یک کتاب بشود و انتظار پاسخ متقابل داشته باشد ! و داریم بعضا از این انتظارات - حتی بسیار پیش آمده سوالاتی که اصلا مربوط به کتابهای من هم نبوده را با حوصله پاسخ دادم ، به درخواست ارسال کتاب مشتری هدیه ای هم اضافه کردم و اغلب هزینه پستی را هم خودم دادم تا مشتری از دست من راضی باشد در حالی که شاید کل سود آن مشتری برای من چند صد تومان بیشتر نبوده است و در مواردی هم هیچ ریال !!‌ باز هم قضاوت با شما .

یک نکته زنده هم از مشتری مداری که در حین نوشتن این مطلب تجربه کردم معرفی میکنم . جناب آقای مصطفی علوی نیک مدیر سایت  و انجمن جومفا که انصاف زحمت زیادی در معرفی جوملا بزبان فارسی کشیدند و همزمان مدیر سایت ایران مدرن هم هستند . ایشان با اینکه من سرور جدیدم را از شرکت دیگری گرفتم الان یک ساعتی است که آنلاین با بنده چت میکنند و در مورد کار با سرور مجازی که من هنوز توش تازه کارم بنده را راهنمایی میکنند . به این میگویند مشتری مداری و به آن هاست همشهری من هم میگویند مشتری فرار دادن !‌ ایول جناب علوی و افسوس به مدیرانی که قدر مشتری را نمیدانند حتی اگر خریدی هم نکند و صد البته مشتری که خدمت ببیند در نوبت بعد خرید هم میکند .

این ها را هم از بابت موفقیت در کسب و کار و مشتری مداری داشته باشید و خودتان قضاوت کنید ….