خداحافظ دانشکده کارآفرینی و دانشگاه تهران و کوی دانشگاه …
جامعه ايراني, درد دل, سرگذشت من, من و كارآفريني ۲۷م شهریور ۱۳۸۸امروز جمعه ۲۷ شهریور ۸۸ است . برای دومین و آخرین بار در جمعه روزی و آنهم صبح جمعه در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران هستم . قبلا گفتم که این دانشکده تعطیل بردار نیست و همیشه باز است ! این بار اما برای من حال و هوایی دیگر و بس عجیب و به نوعی دردناک دارد ….
حال عجیبی دارم . دلم بدجوری گرفته است . از اینکه دیگر این دانشکده را به شکلی که قبلا تجربه کردم نخواهم دید و در کلاسهایش شرکت نخواهم کرد و ناهارش را در جمع دوستان خوب خود نخواهم خورد و از فضای سبز و زیبای آن بهره نخواهم برد و از اینکه دیگر به شکل قبلی در جمع دوستان باصفای اینجا نخواهم بود و حضورهای بعدی من در این دانشکده نهایتا به یک رفت و برگشت با عجله و ضروری برای کارهای مربوط به پایان نامه محدود خواهد شد و … از همه اینها دلم بدجوری گرفته است .
از طرفی دلم برای خانواده ام هم تنگ شده است نه برای این آخرین حضور چند روزه ام ، بلکه در کل . در طی این حدود ۲۰ ماه حداقل ۵۵ بار به تهران آمدم و برگشتم و هر بار ۲ تا ۶ روز از خانواده و بچه هایم دور بودم و غیر از اینکه خستگی سفرهای هفتگی را تحمل کردم بلکه این دوری باعث شده خانواده ام طی این مدت به نوعی از هم دور باشد و از حال و هوای قبلی اش فاصله بگیرد . طفلک بچه هایم که نبود پدر را در این مدت تحمل کردند و دلشان به تماسهای تلفنی یا چت صوتی و نوشتاری با من خوش بوده است . بگذریم از حداقل ۱۵۰۰۰۰۰ تومن فقط هزینه رفت و آمد های من آنهم اتوبوسی ! که در این مدت داشتم و حداقل ۵۰ شبانه روز از عمرم که در داخل اتوبوس گذشت ! که دیگران فرصت این را داشتند به تحقیق و درس و کارهای دیگر بپردازند .
بس است . دیگر این دوری بس است . هر چند فرصتهای کاری برای من در تهران بسیار بهتر و بیشتر است ولی مجبورم برگردم به شهر و دیار خود . البته از آنجایی که موضوع پایان نامه من هم کار از راه دور است به نوعی تلاش خواهم کرد با برخی مراکز در تهران از دور همکاری کنم ، هر چند آنقدر طرح و برنامه برای خودم در تبریز دارم و البته اکثرشان اینترنتی و بدون وابسته به مکان هستند که نمیدانم چطور به همه اینها خواهم رسید و آخر کار من و کارآفرینی به کجا خواهد رسید !؟
هر چند خود پایان نامه هم کلی کار دارد ولی دیگر اینطور دردسر ها را ندارد . البته باز با این وضع و حالی که در دوستانم میبینم به احتمال زیاد من اولین نفری خواهم بود که کارم به دفاع از پایان نامه برسد - چون من به شما و خودم در اینجا قول دادم که تا پایان آذر کارم را در این باب تمام کنم - و خدا میداند چه بلاهایی سر من خواهد آمد در این اولین تجربه کل این دانشکده .
آری ، فردا شنبه ساعت ۱۳ آخرین امتحان من در این دانشکده برگزار خواهد شد و بعد اگر خدا بخواهد دیگر پایان نامه است و من و دیگر نیازی به حضور اجباری در ساعت مشخص در کلاس و امتحان ندارم و از این بابت خیالم راحت خواهد شد . فردا برمیگردم به شهر و دیار خود که کلی برای روزهای اولش هم برنامه کاری دارم . از ۶ تا ۱۲ مهر برای چهارمین بار انتشارات کهکشان دانش من در نمایشگاه بین المللی کتاب تبریز حضور خواهد داشت و در خدمت دوستان علاقمند خواهیم بود و کلی کار دیگر که خدا بدادم برسد . ولی هرچی باشد آنجا در جمع خانواده هستم و گریه های دخترم و دلتنگیهای پسرم را از دور نمیبینم و زجر نمیکشم و مشکلاتی که این دوریهای اخیر برای ایجاد کرده را نخواهم داشت .
هرچند من از ۲ سال قبلتر و از سال ۸۴ که تقریبا به طور غیرمنتظره وارد اولین دوره ارشد خودم شدم برخی سختیهای خاص را تحمل کردم ولی دیگر تمام و بس است . دیگر لا اقل تا مدتی از خیر درس خواندن و ادامه تحصیل گذشتم . هر چند رشته جدیدی برای ادامه تحصیل خودم در مقطع دکترا یافته ام که البته هنوز در ایران اسمش هم شناخته شده نیست ! اگر بتوانم یجوری مجازیش را در آن سوی دنیا پیدا کنم به سراغ آن خواهم رفت آنهم لااقل یکی دو سال دیگر و نه به این زودی .
آری … خداحافظ ای دانشکده کارآفرینی . خداحافظ ای دوستان و اساتید من . خدانگهدار باغچه زیبای دانشکده و خداحافظ کارمندان با اخلاق و نمونه دانشکده . خداحافظ کلاسهای بینظیر دانشکده و خدانگهدارتان درختان خرمای داخل سالن دانشکده که وقتی اولین بار شما را در دوم دی ۸۶ دیدم خوشم آمد از حضور شما در داخل محیط سربسته ورودی دانشکده . و خداحافظ خوابگاه کوی دانشگاه تهران که این مدت ماوایی برای من بودی و البته این آخرین روز را مجبور شدم ازت دور شوم و به دانشکده بیایم چون از برخی دردسرها خوشم نمیاد !
من در طی این مدت خیلی تلاش کردم که دانشکده کارآفرینی را در حد افکار خودم بارورتر کنم . از درست کردن اولین وبلاگ مخصوص کارشناسی ارشد کارآفرینی دانشگاه تهران در چهارم دی ۸۶ و یکماه قبل از شروع اولین دوره و اولین کلاسهای این دانشکده تا مطالب مختلف و بعضا معروف و پرحرفی که در آن وبلاگ نوشتم و مدتی دست به دست میشد در دانشکده بین اساتید و نتایج آن و دیدار با وزیر کار در دانشکده باعث شد من یجورهایی شناخته تر شوم و هر چند با رابطه خوبی که با اغلب اساتید و کارمندان دانشکده داشتم از بین این همه دانشجو میتوانم ادعا کنم جایگاه خاصی در این مورد داشتم .
از برگزاری یک سمنار توسط خودم و یک سمینار توسط دوست خوبم پژمان در این دانشکده که توانستم برای اولین بار سالن کنفرانس دانشکده را تا حد فول و حتی سرپایی پر کنم و اینها تجاربی بود که هیچ یک از دانشجویان دیگر دانشکده تا بحال نداشتند . خیلی تلاش کردم و بارها طرحهایی برای این دانشکده نوشتم و به مسئولان دانشکده دادم و آخرینش همین دیروز بود که در گپی با آقای دکتر رضوی رییس دانشکده برخی موارد جدید را به ایشان یادآوری کردم و ایشان هم استقبال کردند و جزییاتش را خواستند . امیدم این است روزی این دانشکده به جایی که باید باشد برسد و دیگر مثل دوره ما آزمایش و خطا نکند و دانشجویان بعدی کارشان راحت تر از ما باشد و امیدوارم آیندگان روزی بدانند که ما در این مدت چقدر برخی موارد آزمایشی را تجربه کردیم که آنها به فکرشان هم نخواهد رسید .
من درسته که حضور فیزیکی ام در این دانشکده تا نهایتا چند ماه دیگر به اتمام خواهم رسید ولی فکر کارآفرین من هرگز این دانشکده را رها نخواهد کرد و همواره به فکرش خواهم بود و سعی خواهم کرد در ارتباط باشم با اساتیدش و امیدوارم مثل قبل این وبلاگ مهمترین مرجع دانشجویان و علاقمندان به رشته کارآفرینی در مقطع ارشد و خصوصا دانشگاه تهران باشد .
به یاری خدا پس از دفاع از پایان نامه ، ارزیابی کلی خودم از اساتید این دانشکده را در همین بلاگ خواهم نوشت تا بعدیها بدانند با چه کسانی و چه اخلاق و روشی برخورد خواهند کرد و روالشان چیست و این اساتید چه نمره ای از من گرفتند !؟
البته طی این مدت خیلی تهمت و نیش و کنایه شنیدم و دم برنزدم . خیلی غصه در دلم جمع شد از برخی محدودیتهایی که صرفا من یکی داشتم نسبت به برخی موارد . همه را بخشیدم . همه را به خدا سپردم و قضاوت با او .
امیدوارم همه کارها آنطور که برنامه ریزی کردیم پیش برود و بتوانم حدود ۳ ماه دیگر به طور کامل زحمتم را از این دانشکده بعنوان اولین فارغ التحصیل آن کم کنم و بعد برگردم سراغ زندگی آینده خودم با ایده ها و افکار بلند خودم .
البته همه این موارد منوط به این است که ماجراهای شروع شده از چند ماه پیش در تهران مانع کار دانشگاه تهران نشود و بلایی سر این دانشگاه و دانشکده هایش نیاید !!!!
دعایم کنید تا مشکلی در این راه پیش نیاید و سه ماه بعد ، آن دعوت قبلی ام را قطعی کنم و با هم در سالن کنفرانس دانشکده دیدار نهایی را داشته باشیم . به امید خدا .
۲۸م شهریور ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۵۳ ب.ظ
Aminooo.com
من این دانشکده شما را از وقتی که کودکستان بود میشناسم
محیطش و آدم هاش دوست داشتنی هستند
۲م مهر ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۴۹ ب.ظ
سلام دوست عزیز
از اینکه با صبر و حوصله به همه سوالات بازدیدکننده ها جواب می دهید سپاسگزارم.
خواهشمندم که به سوالات بنده نیز در مورد دوره های مجازی کارشناسی ارشد دانشکده کارافرینی دانشگاه تهران پاسخ دهید.
۱-ایا دانشکده کارافرینی تسهیلاتی را در پرداخت شهریه ارائه می دهد یا خیر؟
۲-نحوه برگزاری آزمون ورودی ان چگونه است ( اصلا ازمون ورودی دارد یا خیر) ؟
۳-ایا با این سرعت اینترنت می توان در کلاسهای مجازی ان شرکت کرد یا باید از ADSL استفاده کرد؟
۴-اعتبار مدرک آن تا چه اندازه است ، آیا مورد قبول سایر دانشگاهها و موسسسات دولتی وخصوصی جهت ادامه تحصیل یا اشتغال است؟
۵-من خودم دانشجوی ترم آخر مهندسی کشاورزی گرایش ترویج وآموزش کشاورزی هستم ، زیاد به این رشته جهت ادامه تحصیل علاقه ندارم و فکر نمی کنم که کارشناسی و کارشناسی ارشد ان از لحاظ بارعلمی ومحتوا زیاد با هم تفاوت داشته باشد. من از شما میخواهم این سوال را بپرسم که ایا بار علمی دروه های کارشناسی ارشد دانشکده کارافرینی انقدر هست که ادم بعد از تحمل اینهمه هزینه و بعد از فارغ التحصیلی احساس پشیمانی نکند.
(البته لازم است که بگویم من به موضوعات کارافرینی و مسائلی از این قبیل بسیار علاقه دارم )
۶-من که این ترم فارغ التحصیل می شوم آیا در صورت پذیرفته شدن در دانشکده کارافرینی از معافیت تحصیلی برخوردار می گردم ، و از بابت خدمت سربازی مشکلی نخواهم داشت یا باید حتما کارت پایان خدمت داشته باشم؟
۷-به نظر خود شما کدام گرایش کارشناسی ارشد آن از همه بهتر است ؟
باتشکر فراوان از شما
۳م مهر ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۱۲ ق.ظ
در پاسخ شما باید عرض کنم :
۱/برای دوره های مجازی فکر نمیکنم تسهیلاتی باشد . حتی برای دوره های شبانه هم ما شانس آوردیم و شهریه ما را تابحال وام دادند و برای ورودیهای جدید هیچ وامی وجود ندارد ! اصولا این دوره برای آنهایی است که شاغل هستند و دغدغه کار و پول کمتر دارند !
۲/آزمون ورودی که دارد منتها جزییاتش را عرض کردم که زیاد نمیدانم . چیزی شبیه آزمون سراسری است است منتها در حجم کوچک با شرط معدل احتمالا و حتما در تهران برگزار میشود .
۳/برای کلاسهای مجازی شرط داشتن ADSL ضروری است و با سرعتهای معمولی خیلی مشکل بتوانید خصوصا در کلاسهای آنلاینش شرکت کنید . این حتی در خود فرم ثبت نامش هم فکر کنم قید شده است که باید اینترنت خوبی داشته باشید هر چند ADSL معمولی هم باز به زور جواب میدهد !.
۴/اعتبار مدرکش موردی ندارد و قابل قبول برای ادامه تحصیل در هر جایی است فقط کلمه مجازی در مدرک نوشته میشود ! برای شتغال هم که همه میدانیم قبل از مدرک پند پ مهمتر است !
۵/من کلی در مورد بار علمی این دانشکده و رشته در همین وبلاگ صحبت کردم . در یک جمله نمیتوان پاسخ داد . بهتر است سری به مطالب قبلی من بزنید . علاقه خود نصف کار است در این رشته .
۶/تا جایی که میدانم - البته قطعی عرض نمیکینم - دروه مجازی هم معافیت از تحصیل دارد و مشکلی نیست . البته به شرطی که زمان برگزاری و قبولی با دوره شروع خدمت شما بخورد که دردسر پیش نیاید .
۷/گرایش های مختلف این رشته نهایتا ۸ واحد از ۳۲ واحد ارشد را با هم اختلاف دارند و بقیه درسهایشان یکی است . به نظر من گرایش باز بستگی به علاقه شما دارد و فعلا که در ایران اصلا کل رشته را نمیشناسند چه رسد به توانایی شناخت تفاوت بین گرایشها ! ولی من خودم گرایش کسب و کار جدید را بیشتر پسند کردم هر چند خودم عمومی خواندم !.
موفق باشید
۱۱م مهر ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۵۴ ب.ظ
سلام آقای رضوی من قبلا” هم براتون پیغام گذاشتم همونی هستم که دانشجوی مجازی ارشد کارآفرینی بود البته گرایشم کسب و کار است ممنون میشم از تجاربتون در رابطه با درسها و اساتید و نحوه انتخاب موضوع پایان نامه و انتخاب استاد راهنمای دلسوز و همیار در رابطه با آن و….!!!!! استفاده کنم.
در ضمن از امتحانها هم خسته نباشید. با آرزوی سربلندی و موفقیت
۱۴م مهر ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۵۶ ق.ظ
میترا خانم ،اولا ممنون از اظهار لطفتان . در پاسخ پیام دیگرتان هم گفتم هر مشکلی داشتید مطرح کنید در حد توان پاسخگو خواهم بود .