دعوت به شرکت در جلسه دفاع از پایاننامه کارشناسی ارشد بنده
آموزش, جامعه ايراني, سرگذشت من, متفرقه, من و كارآفريني, موفقيت ۲۳م شهریور ۱۳۸۸تو نوشته قبل قول داده بودم شما رو به یک جلسه دعوت کنم . عنوان جلسه : جلسه دفاع از پایان نامه من با عنوان مدل کسب و کار الکترونیک خدمات نرم افزاری از راه دور ! حالا شما رو به این جلسه دعوت میکنم.
مکان : سالن کنفرانس دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران
زمان : …..
و اما زمان …
یکی از روزهای هفته آخر آذر ماه ۱۳۸۸ قبل از ظهر !
حتما میگین مگه تو نبودی که میکفتی که هنوز پروپزال هم ندادی و هیچ کاری نکردی ؟ پس چطور داری برای جلسه دفاع که نشان دهنده اتمام کار است دعوتمان میکنی !؟ خوب من هم که برای این هفته دعوت نکردم که ! اینکه من از حالا هفته آخر آذر رو برای برگزاری جلسه دفاع انتخاب کردن آیا دست من است !؟
این دعوت را از حالا اینجا زدم و حتی متن SMS دعوت را هم که روز های نزدیک آن تاریخ به دوستان خواهم فرستاد رو هم از حالا آماده کردم . این کار که من میکنم و شما دارید میخوانیدش بهش میگن برنامه ریزی برای موفقیت و هدف گذاری از نوعی که باعث حرکت انسان میشود و ذهن طوری بار می آید که درست همان زمانها بتواند به نتیجه خودش برسد .
دو تا مثال در این مورد میزنم که یکی را شاید شنیدید ولی دومی را حتما نشنیدید :
این آقای بیل گیتس مدیرعامل مایکروسافت و میلیاردر معروف میدونید چطوری کارش رو شروع کرد ؟ خلاصه عرض کنم حدود ۳۰ سال قبل ایشان با دوستش پل آلن در یک مناقصه مانندی شرکت کردند و به نظرم به شرکت اینتل این ادعا را کردند که نرم افزاری برای کار با تجهیزات آنها نوشته اند و با این ادعا با آنها قرارداد بستند ! منتها در اصل هیچ نرم افزاری ننوشته بودند ولی چون قول داده بودند تا ظاهرا دو هفته بعد آن را تحویل دهند در طی همین دو هفته یکسره کار کردند و به موقع برنامه را تحویل دادند و پایه گذاری کردند شرکت مایکروسافتی را که امروزه همه از محصولات آن استفاده میکنیم !
مثال دوم خاطره ای است که جناب دکتر محمد فاریابی که قبلا ذکر خیرش را کرده ام تعریف کردند . ایشان میگویند در زمان دانشجویی و زمانی که در خوابگاه دانشگاه شهید بهشتی ساکن بودند یکبار ظاهرا به یکی از اساتید گفتند که کتابی در مورد کاربرد ریاضی برای رشته های مدیریت نوشته اند ! در حالی که عملا کاری نکرده بودند . منتها چون قول داده بودند به قول خودشان توفیق اجباری شد که در خوابگاه کتاب فوق را بنویسند در عرض یکی دو ماه . کتابی که تاکنون بارها چاپ شده و از منابع درس ریاضی رشته های مدیریت در دانشگاههاست !
خوب منهم از حالا به خودم و شما قول میدهم که تا آن موقع این پایان نامه را تمام کنم و در آن هفته و روز دوشنبهاش جلسه دفاعم باشد . با این کلک ذهنم روی آن کار میکند و خودم هم مجبور میشوم کار را جدی تر بیگرم .
این روشی است که افراد موفق برای رسیدن به آرزوها و اهداف خودشان استفاده میکنند و با تعیین تاریخ مشخص خود را برای رسیدن به آن هدف آماده میکنند .
شما هم امتحان کنید بد نیست .
هفته آخر آذر میبینمتون در جلسه دفاعیه در دانشکده کارآفرینی . حتما .
۲۳م شهریور ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۵۳ ق.ظ
من این روش رو بارها امتحان کردم و در اکثر مواقع جواب داده (مگر اینکه یک اتفاق غیر منتظره ای افتاده باشه که در کنترل من نبوده) و به این روش اعتقاد راسخ دارم .
شاید براتون جالب باشه که من هم برای پایان نامه ام همین کار رو کردم، دقیقا در همان روزی که مد نظرم بود از پایان نامه ام دفاع کردم.
۲۳م شهریور ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۵۴ ق.ظ
راستی یادم رفت که دفاعتون رو پیشاپیش تبریک بگم !
تبریک می گم.
براتون آرزوی موفقیت می کنم.
۲۳م شهریور ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۵۸ ق.ظ
ممنونم دوست عزیز . هم از ذکر تجربه خودتون و هم از تبریکتون .
منهم البته قبلا بارها یجورهایی این تجربه را داشتم ولی این یکی رو خواستم با دیگران هم در میان بکذارم و سهیم باشم و هم به هوش تر !
سلامت و موید باشید .
۲۳م شهریور ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۳۵ ق.ظ
خب همیشه time bounding خیلی کمک میکنه و البته همین اعلام عمومی باعث میشه که تعهدی نسبت بهش پیدا کنید و پاش واستید.
موفق باشید
۲۸م شهریور ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۰۴ ق.ظ
من با توجه به شناختی که از دکتر فاریابی دارم امکان همچین کاری ازش بعید نیست و شما هم ان شالله موفق باشین ولی این ترم هزارتا اما و اگر هستش. مثلاً نظریه ی جذب شاید جواب نده. احتمالا این ترم برای دانشگاه تهران تعطیل بشه…… نه بیلیم آخی.
۲۸م شهریور ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۰۹ ق.ظ
ممنون مهدی جان . چه عجب شما هم در این وبلاگ اسمتان آمد ! امیدوارم این بلا سر دانشگاه نیاید که دردسر همه است . ولی در کل من ده نه بیلیم وا.. . ما که تلاش خودمان را انجام میدهیم . امیدواریم مشکلی پیش نیاید . از اینکه از این به بعد دیگر کمتر روی دوستان گلی مثل شما را خواهم دید افسوس میخورم . ولی چاره ای نیست و امیدوارم شما هم هر چه زودتر از این ماجراها خلاص شوید .