بالاخره تمام شد …
جامعه ايراني, سرگذشت من, من و كارآفريني ۲۹م شهریور ۱۳۸۸بالاخره این رفت و آمدهای هفتگی من به تهران تمام شد . دیروز ساعت ۱۳ آخرین امتحان را دادیم و هر چند درس مسخره ای بود ولی بالاخره تمام شد . امیدوارم این ترم معدل خوبی کسب کنم که ضعف ترم پیشم را جبران کند . خودم هم نمیدانم چرا ترم دوم من آنقدر بد و ضعیف سپری شد . ترمی که فقط ۱۲ واحد داشتم و اغلب غایب بودم ! و معدلم هم کمترین شد و اصلا خاطره خوشی از ترم دوم و درسهایش و اساتیدش ندارم ، بخصوص آن استادی !!! که در درس کارآفرینی با IT برای من این کاره نمره ۱۲ داد و خوشبختانه هیچ طرفداری در بین دانشجویان دانشکده ندارد و نامحبوبترین فرد دانشکده است و بزودی ثابت خواهم کرد به وی که آیا من کارآفرینی با کامپیوتر را بهتر بلدم یا آن کسی که الکی بهش ۱۹/۵ داد و ازش تعریف کرد …
هرچند آخرین شب حضور جدی من در خوابگاه کوی دانشگاه تهران مصادف بود با جمعه آخر رمضان و طبق آنچه پیش بینی میشد خوابگاه کوی دانشگاه شلوغ پلوغ بود و تا نصفه شب دانشجویان راهپیمایی داشتند! ولی بالاخره بدون اتفاقی به پایان رسید و من از آن موقعیت هم آزاد شدم ! هر چند این دو هفته آخر غذایی که بعنوان افطاری میدادند خیلی مسخره و در حد افتضاح بود و وای به حال روزه داران که مجبور بودند با یک کتلت و سس تکنفره و چند تکه سیب زمینی چوب شده افطار کنند ! و تا سحری سر کنند . سحری را هم که گذاشته بودند ساعت ۳/۵ نصفه شب میدادند و بیشتر بچهها از خیرش گذشته بودند !
در هر حال بالاخره نصفه شب رسیدم خانه خودم و از این به بعد من هستم و کلی طرح و ایده کارآفرینانه اغلب اینترنتی و در کنار آن پایان نامه و احتمالا چند تا کار همکاری با دیگران و چند سفارش اینترنتی و احتمال زیاد طراحی سایت جدید برای یک جای مخصوص که خیلی دوستش دارم و قرار مقدماتی اش را با مسئولین آنجا گذاشتم .
امروز را مثلا استراحت میکنم و از فردا کلی کار دارم که نمیدانم چه وقت استراحت خواهم توانست بکنم ! حیف که بدن به خواب استراحت نیاز دارد و آن آرزو و ایده من - یعنی ساخته شدن قرصی که با خوردن آن معادل ۸ ساعت خواب ، بدن به استراحت و آرامش برسد ! - هنوز فقط خیال است و مجبوریم هر از چندی اجبارا بخوابیم ! من که دوست ندارم و حیفم می آید وقتم در خواب تلف شود .
دنیای اینترنت و کارآفرینی ، من آمدم . آماده باش .
۳۱م شهریور ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۳۸ ب.ظ
سلام جناب رضوی
بسیار خوشحالم و تبریک عرض می کنم
موفق و پیروز هستید موفق و پیروزتر از این شوید که موفقیت شما ارزوی قلبی ماست.
یا علی
۱م مهر ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۱۵ ق.ظ
با سلام
از اینکه رزومه بسیار قوی دارید واقعآ جای خرسندی است.باید گفت آفرین .من کارشناس یک آزمایشگاه دارویی هستم .حتمآ به وبلاگم سری بزن .qclabct.blogsky.com
عاشق اینترنت و کامپیوتر .۷ سال در زمینه کامپیوتر فعالیتهایی با دوستان دارم .می خواهم در این زمینه موفق باشم.لطفآ با تجربه بالای خودت راهنماییم کن .ممنون.راستی کتاب در زمینه کامپیوتر بخواهیم چاپ کنیم چیکار باید کرد..کار اینترنتی سراغ داری بشه اینترنتی کار کرد..منظورم ppc,ppr,..نیست.
۱م مهر ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۵۱ ب.ظ
جناب معین عزیز ، با تشکر از لطف شما ، در پاسخ باید عرض کنم :
چاپ کتاب در هر زمینه ای که باشد روال مشابه و مشخصی دارد . به زودی مطلبی در این مورد مینویسم .
در مورد کار اینترنتی هم اگر قسمت شود ما داریم روی یک طرح کار میکنیم که مرتبط با پایان نامه ام هم هست و اگر به نتیجه برسد راهی است برای کار مورد نظر شما . امیدوارم بتوانیم تا نهایتا آخر امسال راهاندازیش کنیم . برنامه نویسی خیلی میخواهد و همکاران من دارند رویش کار میکنند .
موفق باشید
۱۱م مهر ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۳۳ ق.ظ
سلام آقای رضوی
مطالب بسیار جالب و خواندنی شما رو خواندم و خوشحال شدم که شخص باتجربه ای رو در دانشکده ی خودمون پیدا کردم , یک هم درد !
من هم دانشجوی ارشد کارآفرینی ورودی ۸۷ هستم و ترم پیش اولین ترمی بود که گذروندم وبا تمام مسائلی که عنوان کرده بودید خیلی خیلی آشنا بودم .خوش به حال شما که ” بالاخره تموم کردیدش” !!
زمانی که تصمیم به ادامه تحصیل در این رشته گرفتم خیلی امیدوار بودم که چقدر برایم مفید خواهد بود بعد یک ترم و سردرگمی های فراوان تا اندازه ای ناامید شده بودم ولی بازهم به خودم دلداری می دادم که هرطور بود تموم شد شاید این ترم متفاوت باشد . ولی سالی که نکوست از بهارش پیداست .
خلاصه سرتون رو درد نیارم با خواندن مطالب شما که پاک ناامید شدم .میخواستم بدونم می تونم از راهنمایی های شما در رابطه با انتخاب واحد و انتخاب اساتید و …. بهره ببرم ؟ ممنون می شوم
۱۴م مهر ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۵۲ ق.ظ
میترا خانم عزیز ، هر چند نمیدانم توی این یک ترم چه درسهایی داشتید و چطور گذراندید و اهل کجا هستید و چه شرایطی داشتید ، ولی توصیه میکنم ناامید نشوید . من هم اواسط ترم اول ناامید بودم و کم مانده بود انصراف بدهم ولی تحمل کردم و بالاخره به این مرحله رسیم و علیرغم تمام سختیهایی که کشیدم رسیدن به این مرحله و گرفتن مدرک این رشته و مقطه از دانشگاه تهران مطمئنا روزی به دردم خواهد خورد هر چند من خیلی به دنیال کار برای دیگران نبوده و نیستم !
این اوضاع برای این دانشکده نوپا تا حدی طبیعی است و هر سازمانی تازه تشکیل شده ای در اوایل کارش اینگونه مشکلات را دارد منتها برای دانشجویانی که میخواهند در این اوضاع درس بخوانند و چیزی یاد بگیرند کمی بی انصافی است این آزمایش و خطاها .
نگران نباشید و خودتان را وفق دهید . خیلی هم سخت نیست . برای من با افکار خاصی که داشتم این شرایط پیش آمد والا برای بسیاری از دوستانم این مشکلات اصلا به چشم نمی آمد و بی خیال بودند .
در مورد راهنمایی در باره انتخاب واحد و استاد هم هر سوالی داشتید میتوانید به صورت ایمیل یا تلفنی از من بپرسید . تا جایی که بتوانم کمک میکنم . موفق باشید .