بالاخره این رفت و آمدهای هفتگی من به تهران تمام شد . دیروز ساعت ۱۳ آخرین امتحان را دادیم و هر چند درس مسخره ای بود ولی بالاخره تمام شد . امیدوارم این ترم معدل خوبی کسب کنم که ضعف ترم پیشم را جبران کند . خودم هم نمیدانم چرا ترم دوم من آنقدر بد و ضعیف سپری شد . ترمی که فقط ۱۲ واحد داشتم و اغلب غایب بودم ! و معدلم هم کمترین شد و اصلا خاطره خوشی از ترم دوم و درسهایش و اساتیدش ندارم ، بخصوص آن استادی !!! که در درس کارآفرینی با IT برای من این کاره نمره ۱۲ داد و خوشبختانه هیچ طرفداری در بین دانشجویان دانشکده ندارد و نامحبوبترین فرد دانشکده است و بزودی ثابت خواهم کرد به وی که آیا من کارآفرینی با کامپیوتر را بهتر بلدم یا آن کسی که الکی بهش ۱۹/۵ داد و ازش تعریف کرد …

هرچند آخرین شب حضور جدی من در خوابگاه کوی دانشگاه تهران مصادف بود با جمعه آخر رمضان و طبق آنچه پیش بینی میشد خوابگاه کوی دانشگاه شلوغ پلوغ بود و تا نصفه شب دانشجویان راهپیمایی داشتند‌! ولی بالاخره بدون اتفاقی به پایان رسید و من از آن موقعیت هم آزاد شدم ! هر چند این دو هفته آخر غذایی که بعنوان افطاری میدادند خیلی مسخره و در حد افتضاح بود و وای به حال روزه داران که مجبور بودند با یک کتلت و سس تکنفره و چند تکه سیب زمینی چوب شده افطار کنند ! و تا سحری سر کنند . سحری را هم که گذاشته بودند ساعت ۳/۵ نصفه شب میدادند و بیشتر بچه‌ها از خیرش گذشته بودند !

در هر حال بالاخره نصفه شب رسیدم خانه خودم و از این به بعد من هستم و کلی طرح و ایده کارآفرینانه اغلب اینترنتی و در کنار آن پایان نامه و احتمالا چند تا کار همکاری با دیگران و چند سفارش اینترنتی و احتمال زیاد طراحی سایت جدید برای یک جای مخصوص که خیلی دوستش دارم و قرار مقدماتی اش را با مسئولین آنجا گذاشتم .

امروز را مثلا استراحت میکنم و از فردا کلی کار دارم که نمیدانم چه وقت استراحت خواهم توانست بکنم ! حیف که بدن به خواب استراحت نیاز دارد و آن آرزو و ایده من - یعنی ساخته شدن قرصی که با خوردن آن معادل ۸ ساعت خواب ، بدن به استراحت و آرامش برسد ! - هنوز فقط خیال است و مجبوریم هر از چندی اجبارا بخوابیم ! من که دوست ندارم و حیفم می آید وقتم در خواب تلف شود .

دنیای اینترنت و کارآفرینی ، من آمدم . آماده باش .