کارآفرینی دانشگاهی و آینده دانشگاههای در پیت ما
آموزش, جامعه ايراني, من و كارآفريني ۲۴م مهر ۱۳۸۸ساعت ۲:۳۰ بامداد است و من که مثلا میخواستم بخوابم یعد یکساعت تو رختخواب بودن دوباره برگشتم سراغ اینترنت و گفتم این مورد را بنویسم تا داغه !
دیروز باز ناپرهیزی کردم و ۳۵ هزار تومن دادم به چند تا کتاب که مهمترین و جالبترینشان یکی راه اپل نام داشت و یکی مدیریت استراتژیک کارآفرینی ، البته نه کتابی که توسط یکی از اساتید دانشکده کارآفرینی تالیف شده و معلوم نیست چه میگوید ! بلکه کتابی مال ۲۰۰۷ که طبق معمول ترجمه دکتر اعرابی است و مروری که کردم کتاب جالب و مفیدی برایم خواهد بود . هرچند مثلا در دانشکده کارآفرینی درسی یه همین نام پاس کردیم ولی به جرات میتوانم بگویم حتی ۱% هم از فهرست این کتاب در آن کلاس مطرح نشده بود ! بگذریم …. فعلا دلم به حال طفلک دانشگاه آزاد میسوزد .
دلم به حال طفلک دانشگاه آزاد میسوزد . و در آینده خیلی نزدیک هم دلمان باید به حال دانشگاه پیام نور و غیر انتفاعی های مختلف بسوزد . چرا !؟ چون به التماس افتاده اند ! حتما شما هم در شهر و دیار خودتان آگهی ها و بنرهای ریز و درشت دانشگاههای آزاد واحدهای مختلف را دیده اید که دربدر بدنبال دانشجو هستند خصوصا در مقاطع کاردانی و حتی در رشته هایی که زمانی آرزوی هر دیپلمه ای بود واردش شود مثل کامپیوتر و عمران و حسابداری و … . موقعیت جالبی شده و مطمئنا در سالهای نزدیک آتی این بلا سر بسیاری از دانشگاههای پولی حتی بزرگ نیز خواهد آمد اگر به خود نجبند .
ما در دوره ارشد کارآفرینی درسی داشتیم به نام کارآفرینی دانشگاهی . استاد مربوطه هم که معاون دانشکده کارآفرینی بود تکیه کلام و ایده اصلی اش این بود که اگر روزی اجازه داده شود که دانشگاههای خارجی در ایران شعبه بزنند و این در صورت عضویت احتمالی ایران در WTO اجباری و طبیعی خواهد بود آنوقت دانشگاههای حتی دولتی هم به این بلا گرفتار خواهند شد . یعنی وقتی فلان بچه مایه دار ببیند که دانشگاه مثلا آکسفورد شعبه ای در ایران دارد مطمئنا محال است حتی به دانشگاه شریف یا تهران برود به هر قیمت و هزینه ای هم که تمام شود . چه رسد به دانشگاههای درپیت پولی امروزی که دیگر ۱۰۰% تخته خواهند شد و مثل برخی واحدهای دانشگاه آزاد در ترم فعلی که دوستی میگفت حتی یک نفر ثبت نام کننده هم ندارند ! باید جول و پلاسشان را جمع کنند و به فکر راه دیگری برای سرکیسه کردن مردم باشند .
این را داشته باشید تا در آینده در مورد اینکه چطور دانشگاهها میتوانند در این وضعیت سرپا بایستند و مقاومت کنند و به التماس نیفتند صحبت خواهم کرد . هر دانشگاه و هر مدیر دانشگاهی هم که بخواهد آماده مشاوره در این زمینه برای ایجاد یک دانشگاه کارآفرین هستم و مطمئنا روزی مجبورا به این سمت برخواهند گشت این افراد و موسسات . میبینیم .
۲۴م مهر ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۳۴ ب.ظ
سلام
کلا این پست خیلی چسبید
ممنون
۲۴م مهر ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۲۵ ب.ظ
ممنون محمد جان . لطف دارید . واقعیت است و تلخ
۲۷م مهر ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۵۹ ب.ظ
سلام آقای رضوی کتابی که گفتید مال کدوم انتشاراتی است چون من این ترم مدیریت استراتژی دارم اونهم با دکتر طالبی ممنون میشم اگه راهنمایی بفرمایید
۲۷م مهر ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۲۳ ب.ظ
کتاب مال انتشارات مهکامه است با ترجمه دکتر سید محمد اعرابی با قیمت ۹۷۰۰ تومان . البته مطمئنا دکتر طالبی از این کتاب چیزی نخواهند گفت و در امتحانشان هم هیچ کتابی به دردتان نخواهد خورد - حتی کتاب خودش به نام مدیریت رهبردی کارآفرینی - مگر از خودتان بنویسید و از حرفهایی که سر کلاس یکریز میگوید ! که هرچند شیرین و جالب هستند ولی ربطشان به درس …. !
۲۷م مهر ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۲۸ ب.ظ
سلام .دلت به حال خودت بسوزه ،که اگر یه کم سرت تو حساب کتاب و واقعیت بود .می دیدی که بچه های دانشگاه آزاد واقعا کار می کنن یا بچه های دانشگاه دولتی دنبال استاد بی خاصیت هیئت علمی هستند
بهتره یه کم فکر کنی ببینی حقیقت چیه؟
۲۷م مهر ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۱۶ ب.ظ
جناب آقای حسینی ، از لطف شما ! ممنون .
اینکه بچه های دانشگاه آزاد خوب کار میکنند و دولتیها دنبال به قول شما استاد بی خاصیت هستند را من قضاوت نمیکنم . مطمئنا هر دانشگاهی بچه درسخوان هم دارد بچه پولدار با پول نمره بگیر هم دارد و استاد پولکی و استاد باوجدان هم دارد . سطح علمی دانشگاه آزاد شاید در چند واحد اصلی و معروفش خوب باشد ولی مطمئن باش در واحدهای ریز و درشتش در شهرهای کوچک به هیچ وجه اینگونه نیست و طبیعی هم هست .
بحث من در این مطلب موضوع دیگر بود و حتما خودتان هم شاهدش هستید اگر سری به شهرهای کوچک بزنید و ببینید که چطور دانشگاههای آزاد آگهی میدهند و پوستر و التماس برای جذب دانشجوی جدید . این موضوع برای غیر انتفاعی ها هم هست و به زودی سر پیام نور و برخی دولتیها هم خواهد آمد . بحث این است .
البته اینکه سطح سواد هیئت علمی دانشگاههای آزاد چقدر است را هم کسانی میتوانند قضاوت کنند که مقایسه کنند . وقتی خودم دیدم که برای تدریس در پیام نور دکترا میخواهند ولی برای آزاد هر فوق لیسانسی از هر واحد آزادی مقبول است دیگر چه میتوان گفت !
ضمن اینکه از روز اول دانشگاه آزاد برای کسانی به وجود آمد که سطح سوادشان برای ورود به دانشگاه دولتی و رایگان پایین بود و پول داشتند و میخواستند با پول درس بخوانند . والا هیچ کسی و هیچ دانش آموز زرنگی نیست که در کنکور سراسری رتبه خوبی بیاورد ولی دانشگاه آزاد را انتخاب کند ! آیا همچین کسی را میشناسید ؟
ضمن اینکه باز به نظر من اینکه فرد کیست و کجا درس خوانده و با چه حربه ای نمره گرفته و معدلش چند است و پولش چقدر است و از کجاست و … از این حرفها همش ظاهری است و دانش و شخصیت هر کسی در درونش است و ربطی به اینها ندارد . چه بسیارند بزرگانی که از کجاها مثلا دکترا گرفتند و امروزه دعوایشان علنی است و همه میدانند .
بیخیال آقای حسینی خودت را نارحت نکن
۵م آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۲۹ ب.ظ
ممنون آقای رضوی
همیشه از راهنمایی های خوبتون تونستم استفاده کنم.
درمورد دکتر خالصی و دکتر مرادی و دکتر نجفی و دکتر عربیون و دکتر احمدپورمی خواستم راهنماییم کنین. هفته ی دیگه موقع حذف و اضافه است . من این مشکل رو که در باره دکتر طالبی فرمودید با دکتر رضوانی داشتم در درس بازاریابی با این تفاوت که از صحبت های سرکلاس ایشون هم نمی شد چیزی دستگیر آدم بشه ! نمی دونم چقدر دکتر نجفی رو میشناسید چون استراتژی رو ایشون هم درس می دهند. در مورد تئوریهای مدیریت کارآفرینی چطور الان با دکتر احمدپور کلاس دارم و میتونم با دکتر عربیون هم کلاس رو عوض کنم نظرتون چیه؟ و همچنین این ترم تحلیل محیط با دکتر خالصی برامون گذاشتن آیا از نحوه تدریس ایشون اطلاعی دارین؟
می بخشید بعد از تموم شدن دانشگاه هنوز مزاحمت های من تموم نشده و دائما” سوال های خاص دارم . ولی علتش اینه که مارو خیلی این دست و اون دست میکنن و هیچکس هم درست و حسابی مسئول نیست در برابر دانشجوها . و من هم یک ترم پرکار رو به همراه بازشدن مدارس درپیش دارم .
پس بهم حق بدیدکه راهنمایی های شما برام حیاتی باشه.
با آرزوی موفقیت در همه مراحل زندگی
۵م آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۱۴ ب.ظ
سرکار خانم پهلوانی عزیز ، متاسفانه این اساتیدی که نام بردید من با هیچ کدامشان درس نداشتم ! فقط یک جلسه سر کلاس دکتر احمدپور نشستم که بعد برنامه ام عوض شد و نرفتم کلاسشان . بقیه را اصلا باور کنید حتی ندیدمشان بجر دکتر عربیون که قبلا در موردشان صحبت کردم ، بهتره با همون احمدپور باشه . زیاد سخت نگیرید و قاطی بقیه بشید . آخر سر خیلی تفاوت نمیکند که با کی بخوانید . هر چند متاسفانه ملاک قضاوت نمره است و برخیها خوب نمره میدهند و برخیها نه ! این دست و آن دست کردن هم در این دانشکده طبیعیه . البته تا جایی که یادم میاد شما مجازی هستید و فکر کنید با این اوضاع حضوریها چی میکشند !؟
فعلا که دانشکده فکرش مشغول اجاره دادن کلاسها و تشکیل دوره های متفرقه و کسب درآمد و خرج کردن در جلسات و بریز بپاشهای مختلف است و از نظر آموزشی خیلی به دانشجویان اصلی اش رسیدگی نمیشود متاسفانه .
موفق باشید و سخت نگیرید . هر طور فکر کنید همانطور سپری خواهد شد .
۶م آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۴۲ ق.ظ
Thanks a lot Mr. Razaviand have a nice day
sorry Idon’t know why I can’t type farsi sometimes . The persian font disapeared.Anyway thanks again and good luck.
۶م آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۲:۲۱ ب.ظ
ممنون . موفق باشید .
۱۶م آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۴۲ ب.ظ
سلام
با معذرت که کل مطلب سهوا آپلود نشد و متن را یکبار دیگر میفرستم
پست جالبی بود
حقیقتش را بخواهید من در شهرستان زندگی می کنم و اوایل سال تحصیلی چندین اس ام اس (پیام) برای من آمد که فلان دانشگاه آزاد در فلان شهر کوچک در دوره کاردانی بدون کنکور پذیرش میگیرد و این شهرها هم در استانی که من زندگی میکنم قرار دارد.
واقعیت امر این است که شماها در شهرهای بزرگ زندگی میکنید و خبری از شهرهای وچک و دانشگاه های درپیتی آزاد ندادند که مثل یک علف هرز یا یک گل خوشبو سر از زمین درآورده اند
البته نسیب ما همان علف های هرز است.
در مورد کارآفرینی: من خودم چندین اختراع انجام داده ام.
به نظر من که میگویند ۴ هزار اختراع نسبت به سال های قبل ثبت شده هیچ ارزشی ندارد یا بهتر بگویم مدیران فکر می کنند که اگر ثبت اختراعات از ۲ هزار به ۹ الی ۱۵ هزار ثبت اختراع برسد لااقل ۸۰ درصد راه را رفته اییم و به خوشان میبالند،بلکه این تفکر اشتباه است ، یک اختراع از مرحله طراحی تا مرحله تولید صنعتی یک حالت صعودی دارد یعنی مثلا اختراع از طراحی تا ثبت حداکثر ۵۰ درصد راه طی شده است و از ثبت تا تولید انبوه قریب به ۵۰ درصد راه باقی مانده است و در کل هرچه اختراعات به تولید انبوه نزدیکتر شوند این درصد رشد علمی بشتر از فقط یک ثبت خشک خالی است.
۱۶م آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۳۳ ب.ظ
جناب آقا محمد . در مورد دانشگاههای فوق الذکر دیگر حرفی برای گفتن نیست و چاره ای هم نداریم . هر چند در شهرهای بزرگ هم اوضاع آنچنان که شما فکر میکنید نیست و در همین خود تبریز دانشگاههایی داریم که مثلا اساتیدش به قول معروف در حد دبیرستان هم نیستند ولی چون فرضا یک فوق لیسانس از نمیدانم کجا گرفتند و حالا چطور گرفتند بماند ، شدند هیئت علمی و وای به حال دانشجویانشان . نمونه اش اساتید همسر خود بنده که دانشجوی پیام نور مرکز اصلی تبریز است و هیچ چیزی سرکلاس بهشان نمیگویند و همه را خودش باید بخواند یا من باید تدریس کنم در منزل !
در مورد اختراعات هم حق با شماست . البته اگر وسط راه طرحت را ندزدند و به نام خودشان ثبت نکنند ! که نمونه اش را همین اخیرا در خبرها دیدیم و هزاران موردی که به خبرها نمیرسد ….
موفق باشید .
۱۷م آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۰۶ ب.ظ
اقای رضوی سلام
من هم با شما موافقم ، ولی در یک مورد از شما راهنمایی میخواهم که البته با توجه به مطلبی که نوشته اید امیدوارم زیاد من رو مسخره نکنید . چون یه پس اندازی دارم که نمیخوام همینطوری خرجش کنم و بعد چند روز دیگه هیچ ، به همین دلیل به در و دیوار می زنم تا هر جوری شده یا ارشد قبول بشم یا حداقل یه دوره ای رو که بعدا بتونم ازش استفاده کنم برم. و اما اصل مطلب :
اگه خاطرتون باشه چند وقت پیش در مورد دوره های مجازی دانشکده کارافرینی از شما پرسیده بودم ، حالا بعد از اون مدت نشستم درسهای کارشناسی ارشد کشاورزی رو میخونم تا اینکه موقع ثبت نام دوره های مجازی دانشکده کارافرینی شروع بشه و اونجا هم ثبت نام کنم تا اگه تو رشته خودم قبول نشدم ( که زیاد هم علاقه ای ندارم ) بتونم تو دانشکده کارافرینی ادامه تحصیل بدم .
اما با تعریف وتمجیدهایی که از شما درباره این دانشکده و دوره های مجازی ان خواندم مثل اینکه زیاد با بقیه تفاوتی ندارد و زیاد نمیشه به اونهم (مثل بقیه ) امیدوار بود.
حالا بعد از این همه حکایت ( که سرتون رو درد اوردم ) موضوع از این قرار است که یه مدت پیش تو اینترنت یک اگاهی دیدم به نام دوره های MBA یکساله که از طرف موسسه ماهان برگزار میشود و خیلی هم ازش تعریف وتمجید کرده بود . وراستش من هم علاقمند شده ام ثبت نام کنم و قید ارشد کشاورزی و دوره مجازی دانشکده کار افرینی رو بزنم و برم اونجا ، اگر چه مدرکی بعنوان کارشناسی ارشد ارائه نمیده ولی فکر کنم جالب باشه و هرچه از اون رشته ای که چهار سال خوندم ونفهمیدم چیه ! بهتره !
حالا من از شما به توجه به تجربه ای که دارید تقاضای راهنمایی دارم ، که با توجه به اینکه خودتون در دانشکده مجازی تحصیل کرده اید و از اون خبر دارید ، ایا به نظر شما این دوره رو شرکت کنم یا اینکه منتظر ثبت نام دوره کارافرینی باشم ؟
آیا این دوره میتونه برام مفید باشه ( جدای از مدرک ) یا دانشکه کار افرینی ؟
منتظر جواب شما هستم .
با تشکر از شما . امیدورام همیشه موفق باشید
۱۷م آبان ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۲۲ ب.ظ
جناب آزاد عزیز ، با یادآوری چندین باره که من دانشجوی حضوری کارآفرینی بودم و هستم نه مجازی ! باید عرض کنم خدمت شما و بقیه علاقمندان که :
انتخاب از بین دوره یکساله MBA و کارآفرینی ارشد به هیچ وجه یکجا نمیتوان آورد . چون دوره های یکساله ماهان که من کاتالوگش را کامل خواندم بدرد مدیران و شاغلانی میخورد که بیشتر برای پز ! کلاس عنوان این دوره و یا ارتقای شغلی در برخی شرکتهای خصوصی سراغش میروند و در بقیه امور خیلی کاربردی ندارد . من خودم دوره دو ساله MBA را گذراندم در سازمان مدیریت صنعتی که هم سطح ارشد هم هست ولی عملا دیدم که صرفا برای شاغلان کاربرد دارد نه برای افرادی مثل من و شما !
با توجه به علاقه کم خودتان به کشاورزی ، اگر به کارآفرینی علاقه دارید بهترین راه برای شما این است که در کنکور ارشد تو رشته خودتون شرکت کنید ( البته میتونید بعنوان رشته دوم تو گروه مدیریت اجرایی هم خودتان را آزمایش کنید ) بعد تو آزمون ورودی مجازی کارآفرینی توانتان را بسنجید و بعد اگر از اینها نتیجه نگرفتید آنوقت بروید سراغ MBA .
موفق باشید