شاید برخیها بگن که من همیشه نکات ضعف را میگویم . اما اینطور نیست . گفتن و ذکر برخی نکات هشداری است برای کسانی که میخواهند کاری کنند و با وضعیت موجود آگاه شوند و بی‌گدار به آب نزنند . برای اینکه بدونید من بدبین نیستم  این بار میخواهم یک کارآفرین را به شما معرفی کنم .

اونهایی که اهل مجله و نشریات هستند میدونند که معمولا هر ماه و متناسب با کیفیت مجلات منتشر شده در کشور ، کمی یا زیاد یا شاید بیشتر نسخه های برخی مجلات ( حالا چه نوع مجلات زرد و بی محتوا که فقط با عکس روی جلد و چند تا تیتر بکشمنو ! میخواهند بقا داشته باشند ! بماند ) به فروش نمیروند و اصطلاحا برگشتی نام میگیرند و به ناشر مجله برگشت داده میشوند . ناشر بخت برگشته هم راهی برای رد کردن اینها ندارد مگر تبلیغ به مجموعه داران و دادن تخفیف برای شمارههای گذشته و .. .                 

اما یکی پیدا شده که برای این مشکل راه حل جالبی پیدا کرده و هم خودش کارآفرینی کرده و هم به داد ناشران این طور مجلات رسیده و هم برای خوانندگانی که مجلات را صرفا به خاطر عکس و جدول و برخی زردبازیهایشان! میخرند و برایشان زمان و تازگی مهم نیست ، کار مفیدی انجام داده است .

یادمه زمانی - یعنی ۱۱ سال پیش که من یجورهایی سرباز بودم و توی تهران خدمت میکردم ، یه جایی حوالی سه راه شهریار در جاده قدیم کرج ! یادش به خیر - توی ترمینالهای بین شهری تهران برخیها میومدند و داخل اتوبوس و برخی از این مجلات آن زمان را مثلا دو تا یا سه تا  ۲۰۰ تومن می فروختند و برای سرگرمی وسط راه بد نبود .

حالا یک نفر کارآفرین فرصت شناس پیدا شده و این کار را عمومی کرده . یعنی مجلات برگشتی را جمع کرده و بسته بندی میکند و ۵ تا هزار تومن به دکه ها برمیگرداند ! و تازه برای بسته خودش شماره هم میزند !. هفته پیش یکی از آخرین پک های این مجموعه را از روی کنجکاوی گرفتم . ۱۰۰۰ تومن دادم و از یک مطبوعاتی در تبریز یک بسته مجله گرفتم شامل ۵ عنوان مختلف که انصافا خیلی هم قدیمی نبودند و نهایتا به ۲ ماه قبل میرسیدند و برای سرگرم شدن بد نبودند .

مجلاتی که اصل قیمت رویشان شاید بالای ۳-۴ هزار تومان میشد ولی خوب از اون برگشتیها بوده اند و حالا شدند بسته ۵ تا هزار ! یک ایده جالب و درآمد زا و فرهنگی و بدون دردسر و بدون نیاز به مجوز مجله گرفتن - که من الان حدود ۶ ساله درخواست یک مجله را به ارشاد دادم و هنوز خبری ازش نیست ! - و در عین حال دهها مجله را داشتن !

نمیدونم این مجموعه به کدام شهرها میرود ولی در تبریز که رویت شده بعد از تهران و امیدوارم اونقدر قدرت داشته باشد که خصوصا به شهرهای کوچک برود تا با قیمت کم برخیها که توان خرید یک مجله ۳۰ صفحه ای به قیمت ۸۰۰ تومن ! ( آنهم از مجلات زرد زرد که من تویش چیز به درد بخور ندیدم که هیچ ، اصلا نه فهرستی داشت و نه سبکی و از هر دری یک چیزی توش آورده بود و پرش کرده بود ) را ندارد ۵ تایش را به قیمت هزار تومن بخرند و …

خدا پدر این فرد را بیامرزد و امیدوارم کارش رونق بگیرد . چون به نفع همه است و یک کار فرهنگی خوب .

یک مورد از نوع کارآفرینی فرهنگی هم دیروز کشف کردم که در نوبت بعد معرفی میکنم که آنهم ایده جالبی است .

کارآفرینی یعنی این . یعنی دیدن فرصتها و استفاده بموقع و مناسب از آن .

  • Share/Bookmark